دوشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۳ | 6:55 | نورمحمد حسینی سوق -
جنگ واژه ای هست که همواره بانکوهش همراه بوده است و سران جنگ به عنوان قاتلان تاریخ و سربازان جنگ به عنوان اسطورهای مردمانشان شناخته میشوند .
جنگ در میان طوایف عشایر نشین همواره به عنوان نماد و سمبل بوده است و جنگجویان طوایف به عنوان اسطوره ها و قهرمانان طوایف شناخته می شوند .
در میان طوایف بویر 1 هم اینچنین تفکری حکم فرماست،جنگ در میان طوایف بویر احمد همواره به عنوان نمادی از شجاعت و بزرگی یاد شده است .و هرگز هیچ کدام از مردم بویراحمد چه انانی که در مقام نویسنده بوده اند و چه انانی که به عنوان مردمان عادی راویان جنگها بوده اند ان را نکوهش نکرده اند مگر در مواردی نادر ،جنگ با همه بدی ها و معایبی که بر جامعه ایلیاتی بویر احمد گذاشت ولی همیشه از مردان جنگی به عنوان اسطورهای طوایف نام برده اند، و به قول استاد باور هرگز هیچ کسی نمی تواند ان مردمان و جنگهایشان را به باد نکوهش بگیرد مگر کسانی که خود در بین انها جنگیده اند واز نزدیک آن فضای حاکم بر جامعه آن روز بویر احمد را به صورت عینی لمس کرده باشند، حقیر نه در مقام یک نویسنده بلکه در مقام یک راوی جزع هرگز به خود اجازه نکوهش ان همه حماسه و جنگ و تاریخ را نخواهم داد.
از کلیه کسانی که متن زیر را مطالعه میکنند خواهشنمدیم که اگر صحبتی نقدی بر متن هست در کانال نظرات و پیشنهادات برای حقیر بفرستند ،و اگر مطلب تاریخی هست که از قلم افتاده با ذکر آن در کانل نظرات و پیشنهادات برای کمک به تاریخ طایفه مشایخ امام زاده محمود نهایت همکاری را داشته باشند.
برسی جنگهای بویر احمد و حضور مشایخ امام زاده محمود در آنها ..
اوج حضور مشایخ در جنگهای بویر احمد به زمان دوخانی بین عبد الله خان ضرغام پور و خسرو خان بویر احمدی بر می گردد . عبد الله خان با حمله به کهگلویه و اطراف آن جنگ خونینی به راه انداخت .آتش این جنگ چنگلوا و طایفه شیخ ممو را هم درگیر خود کرد ،و بار دیگر همچون دوره شکر الله خان و سرتیپ خان دوخانی بار دیگر در بویر احمد بوجود امد ، .
چنگلوا تنها روستایی بود که دوخانی در آن بود و تنها روستایی در استان بود که دو قلعه داشت و تفنگ چیانش از دو خان حمایت میکردند..
ملاقلندر انصاری به عنوان مشاور عبد الله خان همراه با تیره های تحت زعامت خود (تیرهای شیخ علی اکبری،درمشی، کا علی ،اسفندیاری )از جبهه عبد الله خان حمایت می کرد.
تفنگ چیان جبهه عبد الله خان در چنگلوا:
تیره شیخ علیرضایی:این تیره با بیشترین تفنگ چین در راس امور قرار داشت ،ملا قلندر انصاری فرزند شیخ علیرضا به عنوان مشاور و فرمانده جبهه عبد الله خان، ملا حسین انصاری فرزند ملا قلندر ،ملا المان انصاری فرزند ملا شیرو، به عنوان تفنگ چین و ملا حمدالله انصاری فرزند ملا قلندر باسن کمی که داشت در قلعه ملا قلندر تفنگ چین بود،ملا غلام انصاری فرزند شیخ علیرضا.
تیره شیخ علی اکبری :ملا حمزه روعین فرزند کل حیدر به عنوان تفنگ چین در جنگها شر کت کرد،ملا اصغر رستادی فرزند شیخ حسن تفنگ چین قلعه بودند ولی در جنگها شرکت نکرد.
از تیره درمشی شیخ بهزاد زرین و شیخ حبیب الله پدر شیخ حمد الله اب روشن در قلعه ملا قلندر تفنگ چین بودند ولی در جنگها شرکت نکردند.
از تیره کا علی : کامندنی رخ افروز فرزند کا محمد علی .
اولاد نیری : همه تفنگچیان اولاد نیری که جنگجو بودند ، تا بعد از جنگ چنگلوا از خسرو خان حمایت میکردند ،در این بین بعضی از تیرهای اولاد نیری بدون دخالت در جنگ دوخانی خود را کنار کشیدند و سختی جنگ و سیاست های جنگی بردوش چند تیره قرار گرفت. این شعر محلی بیانگر این موضوع هست که دو تیره بیشترین حمایت را از خسرو خان جهت مقابله با عبد الله خان انجام دادند .
نیریَل نومن وَ جنگ غیره دو بنکو.//شیخ کاظمی شیخ مَمَیی کُرل جنگجو
تفنگ چیان اولاد نیری :
تیره شیخ کاظمی : اولاد شیخ کاظم با بیشترین تعداد تفنگ چین و بیشترین حمایت مالی از خسروخان در راس امور سیاسی و جنگی اولاد نیری بودند همین امر باعث کینه شدید عبد الله حان، نسبت به آنها شد. شیخ فرج سبکرو فرزند شیخ علی که در ان زمان از سرمایه داران بویر احمد بود با کمک مالی فراوان به خسرو خان جهت خرید اسلحه و فشنگ سهم بسزایی در این حمایتها داشت .شیخ شین والی فرزند شیخ ولی ،شیخ محمد خان شیخ ممو فرزند شیخ محمد جان و ملا عبدی آبسالان شیخ ممو فرزند ملا نوشاد هم به عنوان تفنگ چین در جبهه خسرو خان در جنگهای بسیاری شرکت کردند وجبهه خسرو خان را تقویت کردند،هرچند بعد از جنگ چنگلوا در جبهه خسرو خان در چنگلوا اختلاف شدیدی بوجود امد و باعث جدایی چند تن از تفنگ چیان ان و پیوستن آنها به جبهه عبد الله خان گردید .
تیره شیخ محمد :اولاد شیخ محمد هم همچون برادرانشان اولاد شیخ کاظم در این جنگها شرکت کردند ،ملا خنظل رازدشت فرزند شیخ محمد زمان به عنوان زعیم و بزرگ اولاد نیری در راس امور سیاسی قرار داشت. ملا جبار روزدار فرزند ملا محمد علی با سن کمی که داشت هم به عنوان چوبکی در جبهه خسرو خان حضور داشت.
تیره شیخ باقری و شیخ صادقی هم با داشتن یک تفنگ چین ، شیخ جونباز محمودی فرزند شیخ آلا در این جنگها حصور داشت .در روزهای پایانی جنگ شیخ رحمان عبودیفرزند رمضان به عنوان قراول در جبهه عبد الله خان در جنگ دسخرد حضور داشت .
قاید امید علی پشت دار فرزند قاید پنجعلی از تیره قاید معصوم هم به عنوان تفنگ چین در جبهه خسرو خان حضورداش
اولاد شیخ امیر خان : ملا غلام پور انصاری فرزند مشهدی عبدالله به عنوان مصلحی بزرگ بین جبهه خسرو خان و عبد الله خان در برقراری صلح نقش بسزایی داشت.
ملا غلام پور انصاری به عنوان میانجی بین عبد الله خان و خسرو خان نقش بسزایی در فروکش کردن جنگ داشت .ملا غلام پور انصاری به دلیل رابطه فامیلی که با اغا محمد تقی و کی اسکندر ووبرادرانش داشت و با هم پسر خاله بودند به عنوان مصلح بین نیروهای جنگی نقش بسزایی داشت .
در آن زمان و کی اسفندیار اروین و کا مندنی رخ افروز در جبهه عبد الله خان بودند ،کی بهرام همایونفر ،شیخ محمد خان شیخ ممو و اغا محمد تقی خوبانی در جبهه خسرو خان بودند و بر علیه هم می جنگیدند که همگی پسر خاله محسوب می شدند .
ملا قلندر انصاری به عنوان مشاور عبد الله خان در راس امور جنگی جبهه عبدالله خان قرار داشت وامور جنگی و سیاسی را اداره میکرد.در جلسه ای که در قلعه ضرغام اباد برگزار شد و تفنگچیان وحامیان جبهه عبد الله خان حضور داشتند ،از طرف عبد الله خان ملا قلندر انصاری شیخ ممو ،ملا ولی پناهی کی گیوی و کی نصر بهادر تامرادی به عنوان سه مشاور او در امور جنگی انتخاب شدند.
جنگ فتح قلعه سرپری:
اولین جرقه جنگی که تفنگ چیان مشایخ در آن حضور داشتند جنگ در تپه های اطراف سر چهارمه بین نیروهای جبهه خسرو خان و عبد الله خان بوجود آمد. تفنگچیان اولاد نیری و تفنگ چیان اولاد میرزالی با حمله به نیروهای کی گیوی متحد عبد الله خان جنگ را آغاز کردند .
داستان این جنگ از زبان کی بهرام همایونفر اولاد میرزالی در زیر اورده ام ،کی بهرام خودش به عنوان تفنگ چین در این جنگ حضور داشت .
جنگ برای تصاحب قلعه سرپری و زمینهای ان بود ،قلعه سرپری در اختیار طایفه اولاد میرزالی بود تیرهای تحت سرپرستی کی منصور اولاد میرزالی ان را در تملک داشتند و قلعه در اختیار کی منصور اولاد میرزالی بود ، که کی گیوی ها بازور و حمایت عبد الله خان ان را به تصاحب خود در آورده بودند .طایفه اولاد میرزا لی با جمع آوری تمام تفنگ چیان خویش و رفع کدورت بین برخی از تیرهای خود در بی منجگان جلسه ای برگزار کرد و از متحدین خود برای این جنگ دعوت کرد در آن زمان تمامی تفنگ چیان اولاد میرزا لی از خسرو خان حمایت میکردند ولی بعدها تیرهای معروف به تیرهای کی منصوری به جبهه عبد الله خان پیوستند . کی علی ایزدپناه با فرستادن قاصدی به چنگلوا اولاد نیری را برای این جنگ دعوت کرد
از اولاد نیری که متحد اولاد میرزاعلی ها بودند شیش نفر حضور داشتند ، شیخ فرج سبکرو فرزند شیخ علی ،ملا خنضل رازدشت فرزند شیخ محمد زمان ،ملا عبدی ابسالان شیخ ممو فرزند ملا نوشاد،شیخ محمد خان شیخ ممو فرزند شیخ محمد جان ، شیخ شین والی فرزند شیخ ولی.و شیخ جونباز محمودی فرزند شیخ الا.
بعد از جلسه قرار شد که کا امید علی پشت دار در قلعه اولاد نیری بماند و شیخ محمد خان ،شیخ شین ،ملا عبدی و شیخ جونباز به اردوی اولادمیر زالی بروند . چون احتمال حمله متحدین عبد الله خان به اولاد نیری بود کی علی ایزدپناه دو تفنگ چین از تفنگ چیانش را همراه شیخ فرج و ملا خنضل به منطقه عشایر نشین زیر جک فرستاد تا از خانوارهای عشایری انها مواطبت کند .
تفنگ چیان اولاد میرزالی که بالغ بر سی نفر تفنگ چین و عده ای چوبکی بودند در منطقه دو پر قبر اردو زدند و صبح گاهی جنگ را شرو ع کردند.کی علی ایزدپناه فرزند کی علی خان،کی علی خون بهرامی بردار کی علی،کا باز علی اقبال فر ، کاپناهی حکیمی ،کا عوض و کا عدل پهناور ،کا علی محمد مهنایی ،مشهدی خداکرم دشتی پرور، کا جعفر دشتی، کیمحمد و کی صیدال ،کا ایاز اولاد میرزالی از بی منجگان و کی بهرام همایونفر فرزند کی منصور کی سردار همایونفر فرزند کی محمد خان، کا باز علی فرزند کا جان علی اولاد میرزاعلی،کا محمد طلا اذرگونی فرزند کا قهرمان، کا یدالله پهناور( معروف به کا دلا)،کا نگه و کا امان الله و کا کیامرث پادر گانی ، کا عبدی فرزند کانورمحمد اولاد میرزالی، کاحسینقلی فرزند کا خلیل اولاد میرزالی ،کاگرگ الله پاینده اولاد میرزالی،کا عبدل اولادمیرزالی
از اولاد نیری هم ملا عبدی آبسالان شیخ ممو فرزند ملا نوشاد،شیخ محمد خان شیخ ممو فرزند شیخ محمد جان ،شیخ جونباز محمودی فرزند شیخ آلا ، و شیخ شین والی شیخ ممو فرزند شیخ ولی به انها پیوستند و با حمله به نیروهای کی گیوی و اقایی که در سر چهارمه تا سرپری اردو زده بودند جنگ را اغاز کردند. و انها را تا دره سرپری به عقب راندند . تفنگ چیان کی گیوی با شجاعت از قلعه سرپری حمایت میکردند ،کی حداد و کی هادی پناهی به عنوان فرماندهان جبهه کی گیوی نیروهای خود را در زیر قلعه جمع اوری کردند تا از قلعه مواظبت کنند همه تفنگ و فشنگ و خوراک ،وخوار بار جبهه کی گیوی در قلعه بود و به شدت در خطر افتاده بود،
کی علی فرمانده جبهه اولاد میرزالی با انتخاب پنج تن از زبده ترین تفنگ چیان جبهه خود انها را از راه دره سرپری به پشت جبهه کی گیوی ها فرستاد ،این پنج تفنگ چین ،کی سردار همایونفر ،کا محمد طلا آذر گونی ،کا باز علی اقبالفر ،شیخ محمد خان شیخ ممو و ملا عبدی ابسالان شیخ ممو ،خود را با مشقات فراوان از راه دره سر پری به پشت جبهه کی گیوی رساندند و از پشت جبهه کی گیوی را به عقب راندند و باعث شدند که جبهه کی گیوی از اطراف قلعه دور شوند ،چند تفنگ چین از کی گیوی ها در قلعه بودند تسلیم شدند و قلعه باز شد و تمامی خوار بار و فشنگ ان به دست جبهه اولاد میرزالی افتاد. مقداری از فشنگ ها و غلات درون قلعه را کی علی به تفنگچیان اولاد نیری بخشید تا به قلعه چنگلوا ببرند. عده ای از تفنگ چیان اولاد میرزالی اعتراض کردند ولی با حمایت شدید کا یدالله پهناور متحد سنتی اولاد نیری فشنگ و غلات را به اولاد نیری دادند بدین صورت اولین جرقه جنگ در کهگلویه بین جبهه خسرو خان و عبد الله خان با شکست نیروهای متحد عبد الله خان که اکثریت کی گیوی بودند به پایان رسید .
ملا حسین انصاری فرزند ملا قلندر برای بنده نقل کردند که ،در هنگام ظهر که جنگ به سرپری کشیده شده بود نیرو های متحد عبد الله خان در چنگلوا اگاهی یافتند خودم ،ملا حمزه روعین فرزند کل حیدر ،کا مندنی رخ افروز فرزند کا محمد علی و شیخ حبیب الله درمشی اماده شدیم که به کمک جبهه عبد الله خان برویم ولی پدرم ملا قلند انصاری فرمانده جبهه عبد الله خان قبول نکرد و مانع شد ،ملا قلندر مخالف سیاست های ملا ولی پناهی بود و بخاطر جبهه گیری که بین اغایی ها و دشت موری ها بود دوس داشت که خاک سرپری به اولاد میرزالی ها که دشتموری بودند برسد .
بعد از جنگ تفنگ چیان اولاد نیری به قلعه اولاد نیری برگشتند .چند روز بعد خسرو خان قاصدی به چنگلوا فرستاد و تفنگ چیان اولاد نیری را به سر چهارمه که محل اردوی خود بود دعوت کرد تمامی متحدان خسرو خان حضور داشتند جنگ به رورهای سخت خود رسیده بود و قلعه ها از اهمیت زیادی برخوردار بودند خسروخان برروی قلعه ها تاکید داشت .در ان زمان قلعه های اولاد نیری ،و دره لبک در اختیار اولاد نیری متحد خسرو خان بود وقلعه های بوا ،بی منجگان ، روشن اباد ،سرپری ، دراختیار اولاد میرزالی های متحد خسرو خان بود .قلعه فیلگاه در اختیار اولاد علی مومن و قلعه چهو در اختیار شرونی های متحد خسرو خان،قلعه برج علیشر هم در اختیار نرمابی های متحد خسرو خان بود. بعدها قلعه کلایه هم توسط تفنگ چیان بابکانی دسته اغا محمد تقی خوبانی ساخته شد،
طیبی ها حمایت خود را از عبد الله خان اعلام کرده بودند و قلعه بلوط بنگان به عنوان جایگاه نیروهای متحد عبد الله خان تبدیل شده بود و تفنگ چیان جبهه عبد الله خان که به گشت زنی و احیانن غارت متحدین خسرو خان می پرداختند به قلعه بلوط بنگان میرفتند ، قلعه بلوط بنگان به دلیل هم مرزی با ایل طیبی از اهمیت ویژه ای بر خوردار بود .( این قلعه از زمان های دور در اختیار تفنگ چیان اولاد نیری بود ولی بعدها با وساطت شکرالله خان در اختیار طیبی ها قرار گرفت که چندان مورد قبول اولاد نیری قرار نگرفت و بعد از اعزام شکر الله خان به تهران بازهم اولاد نیری شبانه با زور آن را در اختیار خود گرفتند در زمان سیارگی چون شیخ ولی و شیخ محمد جان فرزندان شیخ کاظم ،شیخ کوچک و شیخ رستم فرزندان شیخ محمد طاهر ،کفی فرزند کی محمد خان اولاد میرزالی ،فایز و رشید اولاد میرزالی ، آغا کوهیار و آغا ولی و آغا جهانگیر فرزندان آغا صیدال نرمابی گروهی یاغی را تشکیل داده بودند و به دزدی و غارت طیبی ها می پرداختند و قلعه بلوط بنگان جایگاه انها بود توسط دسته ای سیاره به سیارگی کی بهمن کی گیوی مورد حمله قرار گرفتند اغا کوهیار تیر خورد به قلعه بلوط بنگان برگشتند در محاصره سیارها و نیروهای دولتی قرار گرفتند ولی با وساطت ملا قلندر انصاری آزاد شدند و بعدها سرهنگ سقفی از ملا قلندر در خواست کرد و همیه یاغیان بویر احمد را جهت همکاری با دولت جهت سیارگی استخدام کند و بعضی از این یاغیان به سیارگی پرداختند ، که در یکی از غشون کشی های سیارگان بویر احمد به منطقه ایل طیبی گرمسیر کوچک فرزند شیخ محمدطاهر کشته شد )، در ان زمان تفنگ چیان قلعه بلوط بنگان ملا حمزه روعین فرزند کل حیدر ،کا مندنی رخ افروز فرزند کا محمد علی ، شیخ حبیب الله درمشی ، و کا احمد تامرادی بودند ، میرزا احمد ساداتی که از ان مواظبت می کردند .
،خسرو خان مخفیانه از تفنگ چیان اولاد نیری خواست تا قلعه بلوط بنگان را از دست متحدین عبد الله خان بگیرند،به همین دلیل تفنگ چیان اولاد نیری با ایجاد جلسه ای در چنگلوا اماده شدند قلعه بلوط بنگان را شبانه بگیرند. خسرو خان کا بازعلی اولاد میرزالی و کا عرب اولاد علی مومنی و شیخ جونباز محمودی را به قلعه دره لبک فرستاد و شیخ محمد خان و شیخ شین را که در قلعه دره لبک بودند را به چنگلوا فرستاد تا شبانه قلعه بلوط بنگان را بگیرند ، بدین صورت شیخ شین والی ،شیخ محمد خان شیخ ممو ،ملا عبدی ابسالان ، کا محمد طلا اذرگونی اولاد میرزالی ،و اغا نصر الله دستگزین نر مابی شبانه اماده شدند که قلعه بلوط بنگان را بگیرند،شیخ فرج سبکرو از ماجرا اگاهی یافت و از ترس اینکه برادرانشان در گیری کشته شوند مانع رفتن انها شدند . کا علمدار افراشته اولاد علی مومنی که قاصد خسرو خان بود خود را به قلعه فیلگاه نزد خسرو خان رساند و اورا از ماجرا اگاه کرد .خسروخان فورن با قرول و تفنگ چیانش خود را از راه بوا به چنگلوا و قلعه اولاد نیری رساند و شیخ فرج را متقاعد کرد که به دلیل نیاز شدید به قلعه بلوط بنگان باید ان را بگیرند ،خسرو خان آنها را متقاعد کرد و قرار شد که شبانه به قلعه شبیخون بزنند.
اولاد نیری مورد احترام خاص خسرو خان بودند و دلیل ان حمایت شدید اولاد نیری از خسرو خان بود که از نظر مالی و نیروی تفنگ چین از او حمایت میکردند وتا سال ۱۳۳۲ که خسرو خان کشته نشده بود عبد الله خان هرگز نتوانست به انها آسیبی برساند .
تفنگچیان اولاد نیری منتظر بودند تا قلعه بلوط بنگان تقریبن خالی شود. در یکی از روزهایی که متحدین عبد الله خان در ضر غام اباد در اردو بودند و تفنگ چیان متحد عبد الله خان در چنگلوا هم به این اردو رفته بودند شب هنگام تفنگ چیان اولاد نیری از فرصت استفاده کرده وبا حمله به قلعه بلوط بنگان آن را گرفتند.شیخ محمد خان شیخ ممو و اغا نصرالله نرمابی که از لحاظ بدنی چابک تر بودند مخفیانه از طریق دره ای که در زیر قلعه بود خود را به پای قلعه رساندند با بند و قلاب های سه پر مخصوص خود را به بالا قلعه رساندند و هنگامی که تفنگ چیان در حال خواب بودند آنها را خلع صلاح کردند و در قلعه را باز کردند .و تفنگ چیان جبهه عبد الله خان را بیرون کردند.
این داستان را ملا حمزه روعین برای بنده نقل کردند:
اردوی عبد الله خان در ضرغام اباد جمع شده بود کی عبد الرحیم اروین قاصدی به چنگلوا نزد ملا قلندر فرستاد و از او تفنگ چیانش خواست که به ضرغام اباد بروند و برا حمله به مندون و اطراف ان آماده بشند . من (ملا حمزه روعین )و کامندنی رخ افروز که در قلعه بلوط بنگان بودیم خود را به چنگلوا رساندیم و همرا ه با ملا قلندر ،ملا المان و ملا حسین انصاری به ضر غام اباد رفتیم .قرار شد که همراه با تفنگ چیان متحد عبد الله خان به منطقه سرفاریاب حمله کنیم .ملا قلندر برای محکم کاری چند تفنگ چین را از اردوی عبد الله خان به چنگلوا فرستاد تا به قلعه چنگلوا و قلعه بلوط بنگان بروند و از ان مواظبت کنند،در همان شب که در اردوی عبد الله خان بودیم اولاد نیری با حمله به بلوط بنگان قلعه را گرفتند و شیخ حبیب الله درمشی ،کا احمد تامرادی و میرزا احمد ساداتی را از قلعه بیرون کردند و قلعه را گرفتند ،شیخ حبیب الله شبانه به ضرغام اباد آمد و جریان قلعه را به ملا قلندر گفت ملا قلندر بسیار ناراحت شد و به شیخ حبیب الله بد زیاد گفت ،فردا صبح ملا قلندر ده تفنگ چین را اماده کرد تا به قلعه بلوط بنگان حمله کنیم و به ملا حسن که فرمانده دسته ما بود تاکید کرد که کسی را نکشیم چون احتمال کشتن می رفت او تفنگ چیان دشتموری را انتخاب کرد می دانست که اگر از تفنگ چیان اغا کی گیوی همراه ما بفرستد حتمن از تفنگچیان قلعه خواهد کشت هدف ملا قلندر پس گیری قلعه بدون کشت وکشتار بود ،این ده تفنگ چین (خودم (ملا حمزه روعین)ملا حسین انصاری ،کی اسکندر اروین ،کی اسفندیار اروین، کی محمد خان پرندوار برفتابی ، کا محمد رضا تامرادی،ملا جهانبخش برفتابی،کی اسفندیار بهادر تامرادی ،کی اردشیر بهادر تامرادی ،و کا جعفر تامرادی ، نزدیک های ظهر به چنگلوا رسیدیم ،مخفیانه خود را به درون قلعه رساندیم ملا غلام برادر ملا قلندر و ملا حمد الله پسرملا قلندر وملا اصغر فرزند شیخ حسن ،میرزا احمد ساداتی ،شیخ حبیب الله درمشی ،کا ناصر صالحونی ،وکا رحیم دلی تامرادی در قلعه بودند ،قرار شد که شبانه به قلعه حمله کنیم ، ملا حسین قصد داشت به قلعه اولاد نیری حمله کنیم ولی متوجه شدیم که خسرو خان پنج تن از تفنگ چیانش ، را به قلعه اولاد نیری فرستاده تا از آن مواظبت کنند. شبانه به بلوط بنگان رفتیم و به قلعه بلوط بنگان حمله کردیم تا نزدیکای صبح جنگ شدیدی بوجود امد ولی تفنگ چیان قلعه(ملا عبدی ابسالان ،شیخ شین والی ،شیخ محمد خان شیخ ممو،اغا نصر الله دسگزین نرمابی ،کا محمد طلا آذر گونی اولاد میرزالی )مقاومت شدید میکردند صبح هوا روشن شد بازهم جنگ را شروع کردیم ولی نتوانستیم قلعه را بگیریم ، از قلعه برایمان ناهار اوردند ناهارخوردیم و نزدیکای ظهر بازهم جنگ را شروع کردیم ولی نتوانستیم به نزدیک قلعه برسیم و به عقب نشستیم قرار شد تا چند روز قلعه را محاصره کنیم .ولی حمله تفنگ چیان خسرو خان به ضرغام اباد باعث شد که نیروهایی که قرار بود برای کمک به ما به بلوط بنگان بیایند در ضرغا م آباد ماندند ،تا فردا صبح صبر کردیم از طرف ملا فریدون بهادر تامرادی قاصدی به بلوط بنگان امد و کی اردشیر و کی اسفندیار بهادر را به تنگ سپو برد ((ملا فریدون به دلیل اختلاف با ملا ولی پناهی و عبد الله خان می خواست از عبد الله خان جدا شود به همین دلیل تمام نیروهای خود را از اردوی عبد الله خان بیرون اورد ولی با وساطت کی نصر ملا فریدون به جبهه عبد الله خان برگشت ))
فردا صبح باز هم جنگ را اغاز کردیم ولی بازهم تفنگ چیان قلعه مقاومت کردند.نزدیکای ظهر تفنگ چیان جبهه خسرو خان که اکثریت انها اولاد میرزالی بودند از پشت قلعه بلوط بنگان به یاری تفنگچیان قلعه اومدند و مارا در محاصره قرار دادند تعداد انها از مابیشتر بود نزدیک به ۱۵ تفنگ چین بودند ناچار شدیم عقب نشینی کنیم و از راه دره منطقه گور بخیل خود را به چنگلوا رساندیم .
در آن هنگام که قلعه بلوط بنگان در محاصره نیروهای جبهه عبد الله خان بود قاید امید علی پشت دار که در قلعه اولاد نیری بود فوری خود را به منطقه عشایر نشین زیر جک نزد شیخ فرج و ملا خنطل می رساند و قضیه محاصره تفنگ چیان اولاد نیری را برای انها می گوید .شیخ فرج و ملا خنطل از راه روستای بوا خودرا به فیلگاه نزد خسرو خان رسانند و با داد بیداد زیاد از اینکه برادرانشان در محاصره تفنگ چیان عبد الله خان هستند از خسرو خان برای فرستادن تفنگ چین به بلوط بنگان کمک خواستند.خسرو خان انها را ارام کرد و قاصدی نزد کی علی اولاد میرزالی فرستاد واز او خواست که تفنگ چیانش را به بلوط بنگان بفرستد.(( در ان زمان همه تفنگ چیان طایفه اولاد میرزالی از خسرو خان حمایت می کردند و هنوز طایفه اولاد میرزالی دو قطبی نشده بودند ،بعدها تفنگ چیان اولاد میرزالی دو قطبی شدند و تفنگ چیان ایل کی منصور ی به جبهه عبد الله خان پیوستند.))نزدیکای صبح تفنگ چیان اولاد میرزالی که نزدیک به پانزده تفنگچین بودند بنامهای کی علی خون بهرامی،کی قباد پیرو ،کی بهرام همایونفر ،کی ید الله ایزد پناه ،کی صیدال (سید) فرزند اغا خان اولاد میرزالی،کا باز علی اقبالفر ،کا بابا جان اولاد میرزالی،کا گرگ الله پاینده اولاد میرزالی ،خانقلی کا مراد اولاد میرزالی،کانگه و کا کیامرث پادرگانی،کا علی محمد مهنایی ،کا عدل پهناور ،کا عوض پهناور،........ خود را به بلوط بنگان رساندند و تفنگچیان جبهه عبد الله خان را به عقب راندند.
اتفاقات بعد از جنگ بلوط بنگان از زبان ملا حسین انصاری:
بعد از اینکه به قلعه رفتیم دوروز در قلعه ماندیم ملا قلندر قاصدی به سوی ما فرستاد و گفت که تامرادی ها از حمایت عبد الله خان دست کشیدن و جبهه عبد الله خان را خالی کردند در آن زمان تامرادی ها نیروهای اصلی جبهه عبد الله خان بودند،خودم (ملا حسین)ملا حمزه ،کی اسکندر ،کی اسفندیار و بقیه تفنگچیان که همراهمان بودند رهسپار ضرغام اباد شدیم و برای محافطت از قلعه کا مندنی ،شیخ بهزاد درمشی ،شیخ حبیب الله درمشی،ملا اصغر ،ملا حمدالله برادرم ،و ملا غلام عمویم را با سه تفنگ و مقداری فشنگ در قلعه گذاشتم ،در ان زمان تفنگ برنو کم یاب بود و ارزش تفنگ خیلی بالا بود چند تفنگ در قلعه بود که همراه خود به ضرغام اباد بردیم ،از راه ده کل قیصر خودرابه ضرغام اباد رساندیم ، نزدیک غروب بود وعبدالله خان و ملا قلندر و ملا ولی و کی عبد الرحیم در قلعه به شور نشسته بودند بقیه تفنگ چیان را بیرون کرده بودند نزدیک به پنجاه تفنگ چین بودیم ، گفته شده بود که چند جاسوس در بین تفنگ چیان هست که اطلاعات به جبهه خسرو خان می دهد ،در بیرون قلعه نشسته بودیم که کی عبد الرحیم بیرون امد خودم (ملا حسین انصاری )کی اسکندر اروین ،کی حداد کی گیوی را صدا کرد وبه قلعه رفتیم ،عبد الله خان ناراحت بود سرش را با دسمالی بسته بود ،ملا قلندر صحبت کرد قرار بود به پیش تفنگ چیان تا مرادی برویم و کی نصر وملا فریدون را متقاعد کنیم تا تفنگچیانشان را برگردانند وبه قلعه کلایه حمله کنیم ، کی نصر و ملا فریدون تمام تفنگ چیان خود را در دسخرد جمع کرده بودند،کی نصر از دست ملا ولی و کارهایش ناراحت بود به همین دلیل از عبد الله خان فاصله گرفته بود، کسی هنوز نمی دانست که تفگ چیان تامرادی از جبهه عبد الله خان رفته اند اگر این حرف به گوش خسرو خان می رسید فوری به ضرغام اباد حمله میکرد، قرار شد که فردا ملا قلندر و کی عبد الرحیم پیش کی نصر و ملا فریدون بروند و انهارا متقاعد کنند تا برگردند، شب در قلعه ضر غام اباد بودیم فردا نزدیکای ظهر قبل از اینکه ملا قلندر به پیش تامرادی ها برود جنگ شدیدی در صحرای دسخرد و اطراف برپا شد ،تفنگ چیان جبهه خسرو خان به فرماندهی اغا محمد تقی خوبانی با حمله به دسته تامرادی ها در غافلگیری انها را محاصره کردند و کی فتح الله بهادر برادر کی نصر داماد ملا کریم کشته شد،امان الله بیرقدار هم کشته شد ،کی فتح الله تازه با خواهر ملا فریدون ازدواج کرده بود و هنوز سرخی حنای عروسی اش بر دستان و موهای سرش پیدا بود ، کشتن کی فتح الله و امان الله بیرق دار ورق را به نفع عبد الله خان برگرداند فوری کی نصر تفنگ چیانش را اماده حمله به متحدین خسرو خان کرد ،ما فورن خود را به دسخرد و دسته تامرادی ها رساندیم ملا قلندر چند سوار فرستاد تا جسد کی فتح الله را اوردند جسد را سادات عواسی خاک سپاری کردند نزدیکای ظهر دسته زنگوایی ها،اغا بهرام و تفنگ چیانش خود را به ضرغام اباد رساندند قرا بود زودتر بیایند و جبهه عبد الله خان را حمایت کنند ملا فریدون از دست آنها ناراحت شده بود مخفیانه همراه با ملا اسفندیار و ملا اردشیر برادرش وچند تفنگ چین دیگر راه را بر دسته زنگوایی بستند نزدیک بود انها را بکشند ولی کی نصر مانع شد و چند تفنگ چین همراه انها فرستاد تا از دسخرد دور شدند .
کا امید علی پشت دار برای بنده نقل کردند که تمامی تفنگ چیان اولاد نیری که در جبهه خسرو خان بودند بعد از جنگ چنگلوا به دلیل اختلاف با ملا خنظل رازدشت از جبهه خسرو خان جدا شدند و به جبهه عبد الله خان پیوستند .این تفنگ چیان شامل شیخ جونباز محمود فرزند شیخ آلا ،شیخ محمد خان شیخ ممو فرزند شیخ محمد جان ،شیخ شین والی شیخ ممو فرزند شیخ ولی، و خودم (کا امید علی پشت دار)به جبهه عبد الله خان پیوستیم ودر چندین جنگ در جبهه عبد الله خان حضور داشتیم . در روزهای پایانی جنگ هم شیخ رحمان عبودی فرزند شیخ رمو به اردوی عبد الله خان پیوست . جبهه خسرو خان در چنگلوا که یکی از قدرت مند ترین حوزه های جنگی بود بعد از این واقعه قدرت خود را از دست داد و این واقعه باعث خسارت شدیدی به جبهه خسرو خان شد.
جنگ قلعه دره شور :ملا حسین انصاری فرزند ملا قلندر انصاری:
بعد از اینکه کی فتح الله بهادر برادر کی نصر کشته شد ورق به نفع جبهه عبدالله خان برگشت ،تامرادی ها که قهر کرده بودند دوباره وارد عرصه جنگ شدند ،ملا قلندر و کی نصر به قلعه ضرغام اباد برگشتند و ما تفنگچیان سه دسته شدیم ،یک دسته به نگهبانی از قلعه ضرغام ابد رفتند( کی عبد الرحیم اروین ، شیخ خدا کرم ممویی ،غلام شاه کارضا تامرادی ، کی اسفندیار آروین، کی خدا بخش پرندوار برفتابی، کی اسفندیار بهادران تامرادی ، کا احمد شیرینی تامرادی،ملا فاضل پارسا تامرادی ). دسته ملا فریدون بهادران هم شامل، کی اسفندیار بهادر تامرادی،کی حبیب بهادر تامرادی ،کی دارا بهادران تامرادی ،کا محمد علی شیرینی تامرادی ، کا درویش علی تامرادی،ملا خانعلی تامرادی ،کا خان ویس شیرینی تامرادی ، کاظفر تامرادی ،کا جعفر قلی تامرادی ، کی حمد الله بهادر تامرادی ، کا حداد تامرادی ،به گشتن زنی اطراف ضرغام اباد و کلایه رفت ،دسته ملا فریدون را اکثرن نیروهای تامرادی تشکیل می دادند )دسته ما هم به طرف دره شور برا گشت زنی رفتیم این دسته شامل،خودم (ملا حسین انصاری) ملا حمزه روعین ،کی اسکندر اروین، ، کا سیف الله اژدره تامرادی ،آغا شیروان نرمابی ،ملاعبد محمد تامرادی ، کی محمد خان پرندوار برفتابی ،کارحیم دلی تامرادی ،میرزا احمد ساداتی، ، کی اردشیر بهادر تامرادی،کانوروز دیلگونی ، کا ناصر تامرادی ، میرزا محمد قلی ساداتی، کا علی صالح طیبی ،کا محمد رضا طیبی ،کا غلام طیبی که از تفنگ چیان مصطفی خان فتحی طیبی بودند ، در اطراف قلعه دره شور گشت میزدیم که از طرف تفنگ چیان جبهه خسرو خان مورد حمله قرار گرفتیم جنگ سختی بود ،جبهه خسرو خان چندین تفنگ چین از اولاد میرزا علی ها و بقیه طوایف از جمله (کی یدالله ایزد پناه،کا باز علی اقبالفر ،کا ایاز پور طهماسب اولاد میرزالی ، کا علی رحم برخورداری اولادمیرزالی ، کا یوسف برخورداری اولاد میرزالی، ایمور کا عبد الرضا تاس احمدی ،کا عباس شرونی، کا محمد شرونی ،آغا احمد نرمابی ، آغا فاضل نرمابی ،) انها را به عقب راندیم چند تن از تفنگ چیان بوسیله جبهه خسرو خان در محاصره قرار گرفتند و کا علی صالح طیبی کشته شد .هوا تقریبن تاریک میشد تفنگچیان به عقب نشستند ،جسد کا علی صالح را به قلعه ضرغام اباد بردیم و انرا به لنده بردند تا به خاک بسپارند. شب در ضرغام اباد ماندیم ،عبدالله خان جلسه ای گرفت و به شور نشستیم قرار شد که صبح زود فردا به کلایه حمله کنیم و جبهه خسرو خان در کلایه را غارت کنیم و قلعه آن را بگیریم تفنگ چیان قلعه کلایه آغا ندر خوبانی و چند تفنگچین بابکانی بودند، ملا قلندر قبول نکرد گفت که چند روز استراحت کنیم تا تفنگ چیان طیبی و دشمن زیاری بیایند،و برای جبهه عبد الله خان غذا و علوفه برای اسبها بیارند ،کی اسفندیار جمشیدی و حاجی خان جهانبخش دشمن زیاری و برادرش کی ابول جهانبخش در قلعه بودند مقداری فشنگ برایمان آورده بودند قرار شد بیست تفنگ چین به جبهه عبد الله خان بدهند .
جنگ آب تلخ خلیفه ای :این جنگ در پشت خلیفه ای در منطقه اب تلخ رخداد هنگامی که جنگ بین جبهه عبد الله خان و خسرو خان شدت گرفت طیبی ها به جبهه عبد الله خان پیوستند و با کمک مالی فراوان از عبد الله خان حمایت کردند ،تفنگچیان طیبی به فرماندهی محمد حسین خان ضرغامی طیبی ،اسکندر خان پور محمدی و کی محمود فتحی طیبی با جمع آوری خواربار زیاد اماده رفتن به ضرغام اباد شدند .
خبر پیوستن ایل طیبی به عبد الله خان جبهه خسرو خان را نگران کرده بود به همین دلیل خسرو خان با ایجاد جلسه ای در قلعه چنگلوا درصدد برآمد که تفنگ چیانش را برای جنگ با ایل طیبی آماده کند ،کی علی ایزدپناه تفنگ چیان اولاد میرزالی را برای این جنگ آماده کرده بود از طرف دیگر تفنگ چیان نرمابی آغا جهانگیر نر مابی ، آغا نصر الله نرمابی ،اغا فاضل نرمابی آغا احمد نرمابی با تفنگ چیان نرمابی متحد خسرو خان هم اماده نبرد شده بودند ، قرار شد در روزی که خواربار ایل طیبی برای کمک به جبهه عبدالله خان به ضرغام اباد برود تفنگ چیان حمله را آغاز کنند ،اما خبر جمع آوری نیروهای عبد الله خان در ضر غام اباد برای حمله به چرام و ایل اسکندر خان پرویزی چرامی متحد خسرو خان باعث شد که نیروهای اولاد میرزالی و بابکانی متحد خسرو خان از چنگلوا به بردیان بروند ودر آنجا اردو بزنند. این داستان را کی بهرام همایونفر برا بنده نقل کردند: نقل داستان از زبان کی بهرام همایونفر
خسرو خان همرا با کی علی ایزدپناه ،خودم ( کی بهرام همایونفر ) کی علیخون بهرامی ، و چند تفنگ چین اولاد میر زالی ،اغا محمدتقی خوبانی ، آغا کوهیار خوبانی با چند تفنگ چین بابکانی ،کی عزیز الله عزیزی و کی فرج الله عزیزی طاس احمدی ، اغا جهانگیر نرمابی و آغا نصر الله نرمابی ، کا علمدار افراشته اولاد علی مومنی و کا عرب اولاد علی مومنی و عده ای تفنگ چین به چنگلوا رفتیم ،شیخ فرج سبکرو چندین گوسفند برای پذیرایی کشته بود و سور سات بزرگی در چنگلوا در قلعه اولاد نیری برپا کرده بودند، اولاد نیری مورد احترام خاص خسرو خان بودند و از آنها حمایت فراوان میکرد و دلیل ان همه احترام و محبت خسرو خان این بود که اولاد نیری تنها تیره ای از بویر احمد بودند که با توجه به تعداد کمه تفنگچین سه قلعه اولاد نیری ،دره لبک و بلوط بنگان را در اختیار داشتند که نشان از شجاعت و دلیری این تیره بود ، زمانی که کوپن قند و شکر و خوار بار از طرف دولت پهلوی تقسیم میشد خسرو خان خودش شخصن سهمیه خوار بار اولاد نیری را از بهبهان به چنگلوا می آورد و اولاد نیری هم خسرو خان را دوست داشتند و شجاعانه برای او میجنگیدند.
خسرو خان به شور نشست قرار شد که تفنگ چیان اماده شوند تا به خوار بار طیبی ها که به ضرغام اباد برای کمک به جبهه عبد الله خان میرفت شبیخون بزنند و انها را غارت کنند ،اکثر تفنگ چیان جبهه خسرو خان در اطراف بردیان اردو زده بودند چون احتمال حمله جبهه عبد الله خان به چرام بود تفنگچیان جبهه خسرو خان نمی توانستند به چنگلوا بیایند خسرو خان از تفنگ چیان اولاد نیری خواست که فردا ظهر وقتی به خواربار طیبی ها که از اطراف خلیفه ای و کوه راک میگذشتند حمله کنند ، در آن زمان تفنگ چیان اولاد نیری در قلعه های اولاد نیری ،دره لبک ،و بلوط بنگان بودند ، و بدلیل موقیت مهم این قلعه ها خسروخان چند تفنگ چین از اولاد میرزالی ها را به دره لبک و بلوط بنگان فرستاد و همه انها را در قلعه اولاد نیری جمع کرد ،شیخ فرج سبکرو و ملا خنضل رازدشت رهبران سیاسی اولاد نیری از فرستادن تفنگچیان اولاد نیری برای جنگ با کاروان طیبی ها خود داری کردند و علت آن احتمال کشته شدن تفنگچیان نیری بود ،((در طول تاریخ بسیاری از فرزندان و تفنگچیان مشایخ امام زاده محمود در جنگها و غارتهای بویر احمد کشته شده بودند، شیخ کوچک فرزند شیخ محمد طاهر در سالهای سیارگی هنگامی که بجای دایی اش شیخ غلامرضا به سیارگی به میان ایل طیبی رفته بود کشته شد ، شیخ عبدشاه و شیخ علیشاه فرزندان شیخ غلام شیخ علی صالحی که دوتن از بزرگترین جنگجوهای شیخ ممو بودند در جنگهای رو باریک و فتح قلعه راک کشته شدند،شیخ جهانشاد فرزند شیخ کاظم که از یاغیان مشهور زمان خویش بود بوسیلیه کی گیوی ها کشته شد علتش این بود که هنگامی که کریم خان کشته شد پسران شیخ کاظم یاغی شدند و شیخ جهانشاد ،شیخ محمد جان شیخ ممو پدر شیخ محمد خان شیخ ممو ،شیخ ولی والی پدر شیخ شین والی شیخ ممو، شیخ عبد الحسین پدر شیخ شکرالله شیخ ممو ، همراه با گروه یاغی اولاد میرزا لی ها گروه ، کی محمد خان اولاد میرزا علی وفایز وکفی ،و پسران رشید اولا میرزالی غارت و دزدی زیادی کردند و در یک غارت چند تن از کی گیوی ها توسط پسران شیخ کاظم کشته شدند ،و همین امر باعث شد که کی گیوی ها شیخ جهانشاد پسر شیخ کاظم را بکشند،. ملا محمد علی روزدار فرزند شیخ محمد معروف به محمد علی برق ششمین کد خدای اولاد نیری توسط طیبی ها در منطقه عشایر نشین زیر جک کشته شد ، علت کشتن ملا محمد علی که در مباحث قبلی آورده ام اختلاف طیبی ها با بویر احمد بخصوص طایفه شیخ ممو بود که در زمان کدخدایی ملا محمد علی سرماهوری معروف به محمد علی ماس فرزند شیخ علی محمد و کدخدایی ملا نوشاد آبسالان شیخ ممو فرزند شیخ کاظم بسیاری از طیبی ها کشته شده بودند ، در جنگ غارت ایدنک و ایل طیبی سه تن از بزرگان آنها توسط بویر احمدی ها کشته شدند ، طیبی ها به تلافی ان ملا محمد علی روزدار را در عملی غیر انسانی باسنگ کشتند.، شیخ قمصور فرزند ملا محمد علی سرماهوری هم در جنگ قلعه راک کشته شد از دیگر مشایخ سه تن از فرزندان شیخ علیرضا برادران ملا قلندر انصاری هم در هنگام سیارگی کشته شدند،ملا المان انصاری فرزند ملا شیرو برادر زاده ملا قلندر انصاری هم در جنگ لوداب توسط ملا فریدون بهادران تامرادی پ زخمی شد و در چنگلوا مرد ،))
خسرو خان از اینکه شیخ فرج با فرستادن برادرانش به جنگ طیبی ها ممانعت میکرد ناراحت شده بود،کی علی با ملا خنظل صحبت میکرد تا شیخ فرج را متقاعد کند، بالخره با اصرار زیاد کی علی و ملا خنظل ، شیخ فرج قبول کرد تا ،شیخ شین ،شیخ محمدخان و ملا عبدی به جنگ طیبی ها بروند، چون قلعه های بلوط بنگان و دره لبک در اختیار اولاد نیری بود قرار شد که تفنگ چین برای آنها بفرستند تا شیخ محمد خان شیخ شین و ملا عبدی و شیخ جونباز به جنگ بروند قرار شد اغا کوهیار دو تفنگ چین به قلعه دره لبک بفرستد ،چون احتمال می رفت که بابکانی ها قلعه را دیگر به اولاد نیری پس ندهند ، کی علی شیخ محمد خان و شیخ شین تفنگ چیان قلعه دره لبک را کناره کشید و گفت شیخ جونباز را به قلعه دره لبک بفرستید تا کاباز علی اقبالفر و کا عدل پهناور را برای کمک به دره لبک بفرستم ،شیخ جونباز را به قلعه فرستادند و از بابت قلعه دره لبک خیال اولاد نیری راحت شد ، تفنگ چیان همراه خسرو خان به قلعه سر پری رفتند، خودم ( کی بهرام همایونفر) و کی سردار به زیر جک رفتیم نزدیک به ده نفر چوبکی از اولادمیرزالی ها برای غارت فردا اماده کردیم وبه قلعه اولاد نیری اوردیم ،قرار شد که ملا خنظل رازدشت و کا گرگ الله پاینده و قاید امید علی پشدار در قلعه اولاد نیری بمانند و خودم(کی بهرام) همراه با شیخ فرج ،ملا عبدی ،شیخ محمد خان ،شیخ شین ، کی سردار،کا کیامرث پادرگانی،کا علی رحم برخورداری ، کا عبدل اولامیرزالی ، اغا احمد نرمابی ، اغا محمد بابکانی ، و نزدیک به پانزده چوبکی به قلعه بلوط بنگان رفتیم ، حدودای نیمه شب از قلعه بیرون امدیم کا کیامرث ،و کا علی رحم را برا مواظبت از قلعه بلوط بنگان گذاشتیم و به سمت منطقه خلیفه ای رفتیم نزدیکای صبح در منطقه عبور کاروان طیبی ها سنگر گرفتیم ، حدودای ساعت ۱۰ ظهر کاروان طیبی ها از منطقه پشت خلیفه ای قصد عبور داشت که جنگ آغاز شد تفنگ چیان طیبی که غافلگیر شده بودن به عقب نشستند و سنگر گرفتند ، شیخ شین ،کی سردار و شیخ محمد خان و کا عبدل از یک سو حمله کردند و خودم(کی بهرام)، شیخ فرج ، ملا عبدی واغا احمد نرمابی و اغا محمد از سمت دیگر تیر اندازی میکردیم ، برای حمل و تیر اندازی بهتر همه تفنگ چیان تفنگ توپ خونه داشتند به غیر از شیخ فرج که با همان تفنگ معروف ده تیرش جنگ میکرد، طیبی ها به عقب نشستند و غارت را به دست آوردیم دو نفر طیبی تیر خوردند چوبکی ها غارت را جمع کردند وبه سوی خلیفه ای و بلوط بنگان آوردند دونفر طیبی را به سوی قلعه آوردیم .
غارت را به قلعه چنگلوا بردیم ، قاصدی به فیل گاه فرستادیم و خسرو خان به همراه چند تفنگ چین به قلعه آمدند غارت را تقسیم کردیم خسرو خان سهم و بهره خانی خود از برنج و گندم و جویی که غارت شده بود را به تفنگ چیان نیری بخشید ، (در زمانهای قدیم هر گاه غارتی میشد مقداری از سهم و بهره غارت را به خان میبخشیدند که به بهره خانی معروف بود ) غارت خواربار طیبی ها ضربه سنگینی به جبهه عبد الله خان وارد کرد .
جنگ در صحرای دهدشت بین
نیروهای متحد عبدالله خان و
نیروهای بابکانی متحد خسرو
خان و نقشه ملاقلندر انصاری
برای فتح قلعه برج علیشیر: ملاقلندر انصاری مشاور و فرمانده جبهه عبد الله خان با جمع آوری نیرو در ضرغام اباد برا ضربه زدن به متحدین خسرو خان آماده میشد آتش جنگ شعله ور شده بود کم کم متحدین عبد الله خان از او جدا می شدند جنگ در همه جبهه ها به نفع خسرو خان پیش می رفت اکثر نیروهای خسرو خان در اطراف دهدشت برای جلو گیری از ورود نیروهای عبد الله خان و غارت چرام اردو زده بودند. خوانین چرام از خسرو خان حمایت می کردند . ملا قلندر در ضرغام اباد همراه با کی عبد الرحیم اروین و ملا ولی پناهی به شور نشستند ملا ولی با زیرکی می خواست که جنگ را به حومه غربی دهدشت بکشاند و بهانه آن غارت خواربار طیبی ها در صحرای خلیفه ای توسط تفنگچیان اولاد نیری بود ملا قلندر ه از نقشه ملا ولی آگاهی یافته بود ، قبول نکرد ،ترس ملا قلندر از این بود که اگر جنگ به حومه غربی کشیده شود برادر کشی در بین مشایخ امام زاده محمود و در بین ایل دشتموری بوجود می امد و کینه برادر کشی دودمان ایل دشتموری را نا بود می کرد.
((ذکر این نکته قابل عرض می باشد که در تمام طول تاریخ جنگهای بویراحمد از زمان محمد طاهر خان بویر احمدی تا سالهای آخر افول قدرت عبد الله خان ضرغام پور هیچ گونه برادر کشی در بین طایفه شیخ ممو رخ نداده و این طایفه از این حیث در تاریخ بویراحمد و حتی در تمامی طوایف استان و ایلات همجوار دیگر استان ها بی نظیر بوده و هیچگاه درتاریخ ای طایفه برادر کشی نبوده واین رفتار و الگوی بی نظیر به پاس ریاست و کیاست مردان بزرگی بود که در طول تاریخ به عنوان بزرگ و زعیم طایفه شیخ ممو مردان وجنگجویان این طایفه را مشاوره و راهنمایی کردند .))
نقل این جنگ را از زبان ملا حسین انصاری شنیدم طی جلسه ای که با کی اسفندیار اروین داشتم برای گرد اوری مطالب تاریخی وقتی از ماجرای این جنگ سخن به میان اوردم ایشان مطالبی دیگر از این جنگ را برا بنده نقل کردند.
ملا ولی با سر سختی میخواست که جنگ را به حومه غرب دهدشت بکشاند، تفنگ چیان کی گیوی به فرماندهی کی حداد مخفیانه از اردوی عبد الله خان جدا شدند شبانه خود را به دره شور رساندند و آماده حمله به قلعه دره لبک شدند ،این کار ملا ولی باعث رنجش فراوان ملا قلندر از وی گردید.
ملا ولی با این کار می خواست تلافی قلعه سرپری را بگیرد که توسط اولاد میرزا علی ها و تفنگ چیان اولاد نیری در اوایل جنگ از کی گیوی ها گرفته بودند .اومی خواست که در یک اقدام غافلگیر کننده قلعه دره لبک را که در اختیار تفنگچیان اولاد نیری بود از دست آنها خارج کند ،در آن زمان شیخ محمد خان شیخ ممو و شیخ شین والی شیخ ممو تفنگ چیان قلعه دره لبک بودند ، قلعه دره لبک یکی از مهمترین قلعه های خسرو خان محسوب میشد. تفنگ چیان اولاد نیری ،همزمان سه قلعه،چنگلوا، دره لبک و بلوط بنگان را در اختیار داشتند و چون تعداد انها کم بود ،تفنگ چیان اولاد میرزاعلی از انها پشتیبانی می کردند.
نقل از زبان اغا فزیبرز کاظمی نرمابی:
کی حداد مخفیانه تفنگ چیان کی گیوی و آغایی های متحد عبد الله خان را برای حمله به قلعه دره لبک آماده می کرد ،آغا شیروان کاظمی نرمابی ،آغا سرتیپ کاظمی و آغا فریبرز کاظمی نرمابی همراه با تفنگچیان دیگر نرمابی در بین نیروهای کی گیوی بودند. آغا شیروان کاظمی از ماجرای حمله به قلعه دره لبک آگاه می شود و مخفیانه برادرش آغا فریبرز کاظمی را به دره لبک می فرستد تا شیخ محمد خان و شیخ شین را از حمله نیروهای کی گیوی اگاه کند، علت این کار اغا شیروان دوستی نزدیکی بود که خانواده آغا کاظم و آغا صیدال نرمابی از دیر باز با فرزندان شیخ کاظم داشتند ،آغا فریبرز کاظمی خود را به پای قلعه می رساند و انها را صدا می کند و ماجرا را برای آنها شرح می دهد ، شیخ محمد خان و شیخ شین آماده جنگ شدند ،تفنگ چیان کی گیوی شبانه با سی تفنگ چین یا بیشتر به قلعه حمله کردند تا صبح جنگ ادامه داشت ،تفنگ چیان کی گیوی نتوانستند کاری از پیش ببرند با روشن شدن هوا تفنگ چیان طاس احمدی و اولاد میرزا علی که در قلعه سرپری بودندخود را از طرف دره دره لبک به اطراف قلعه رساندند وتفنگ چیان کی گیوی را به عقب راندند .
جنگ صحرای دهدشت از زبان ملا حسین انصاری که خودش در آن حضور داشت:
از طرف دیگر ملا قلندر مشاور و فرمانده جبهه عبدالله خان نیروهای خود که بیش ازسی تفنگ چین بودند از پشت روستای فعلی دار گنده (روستایی در نزدیکی جاده ارتباطی دهدشت به چرام در پشت ساختمان فنی و حرفه ای ) عبور داد و برای حمله به نیروهای خسرو خان و فتح قلعه برج علیشیر آماده کرد در صحرای سمغان تفنگچیان تامرادی هم به آنها پیوستند و به طرف برج علیشیر حرکت
برچسب:
نویسنده: هلیا حکیمی