statistics
به نام خدا
تقدیم به روح بزرگ مادرم
به بهانه وفات سرکار خانم اکرم کریمی
(تیپولوژی زنان معاصر منطقه کهگیلویه با تاکید بر بانوان تحول گرای سوق)
بخش اول------------------------
طبق یک افسانه هندی زن از ترکیباتی مثل گردی ماه پیچ و خم گیاهان ،لرزش علف ها،چسبندگی پیچک ها ،سبکی برگها،نگاه آهوان،گردهم امدن زنبورها،هراس خرگوش ها،چهچه بلبل،برودت برف،سینه طوطی،سختی خارا،شیزینی عسل،درنده خویی ببر،گرمی شعله آتش ،دورنگی درنا،وفاداری غاز،آفریده شد.
زن با این پیچیدگی ها و ظرافت درتاریخ جامعه انسانی ،به گواه مردم شناسان کسی بود که برای اولین مرتبه با اختراع کشاورزی،جامعه را از فاز گردآوری خوراک ازدامنه کوهها به تولید غذا در دشت ها وادار می کند وبه عبارتی مرد را از کوهگردی و بیابانگردی آزاد و آن را اهلی می کند.
در جامعه دینی ما نیز زنانی مثل حضرت حوا س، حضرت فاطمه س و خدیجه س و زینب س بر صدر جامعه دینی نشانده می شود و مورد اطاعت و تقدیس قرار می گیرند.
مرحومه سرکار خانم اکرم کریمی سوق،اولین بانویی از استان کهگیلویه وبویراحمد بود که توانست به پارلمان کشوری شوراهای اسلامی راه پیدا کند. او یکی از اولین مدیران مدارس و دبیرستانهای دخترانه کهگیلویه و سوق،کنشگر اجتماعی در حیطه مسائل منطقه و محل،مبلغ مذهبی برای ترویج احکام دینی در بین بانوان ،سخنگوی قشر مظلوم بانوان در جلسات عمومی و مردانه،مددکار اجتماعی برای حل معضلات فردی دختران،همراز زنان و دختران دانش آموز،بود.
در اواخر خدمت صادقانه اش،بر اثر مرگ دختر دلبندش بر اثر تصادف ،چنان خمیده شد که خنده های زندگیش برای همیشه به خواب رفته و آواری از غم بر کلبه زندگیشان سایه افکنده بود. در گیر درمان غم و غصه فراق دخترش بود که با یک بیماری ناشناخته و لاعلاج به سکوت اجباری عادت می کند. نهایتا پس از سالها الفت گرفتن با این بیماری،با سروده مرگ همساز می شود و کوچ دائمی خود را برای ورود به بهشتی که خدای وعده اش را به مادران داده بودآغاز نمود و در کنار دخترش برای همیشه آرام می گیرد.
مرگ این بانوی خودساخته وزحمتکش و متدین بهانه ای است که در خصوص زنان سرزمینم ،چند کلمه ای بنگارم .شاید کمکی باشد برای ارتقای خودآگاهی دختران نسل جدیدی که به قلیلی از آنها با گذشته خود بیگانه هستند
،به نظر می رسد،جامعه زنان دیارمان جامعه ای ناشناخته هستند.شاید یکی از مهم ترین دلایل این ناشناختگی،به قول بانو سیمون دوبوار این است که تمام تاریخ و گذشته زنان بوسیله مردان نوشته می شود.. معدود زنانی که دستی بر قلم دارند بیشتر علاقه مند به حوزه های کلان استانی و ملی هستند تا واکاوی مشکلات و معضلات بانوان.
در این میان کتاب چهارفصل آفتاب خانم دکتر سهیلا شهشهانی که در خصوص زنان ممسنی و پایان نامه خانم سوزوکی که بخش زیادی از ان در خصوص زنان دشمن زیاری است کمی استثنا هستند.البته چندان بی خبر از کتابهای خانم سیمین طاهری و رمان کوتاه ساده اما زهرا افرازیان و قلم زنی بانوانی مثل سرکار خانم مسلمی و گرجی نیا و دیگران نیستم.
علما اعتقاد دارند که برای یک مطالعه اجتماعی،دو راه وجود دارد ،یا سینماتیک و یا استاتیک. در روش سینماتیک شما روند تحولات را تا جایی که می توانید دنبال می کنید تا به تیپ های تاریخی برسید و در روش استاتیک حال و زمان کنون را نگه می دارید و به بررسی آن می پردازید.به عبارتی گاهی تاریخ زن را فیلم برداری می کنید و گاهی زنان امروزی را شرح حال می گیری.
به هر حال زنان ما با نگاه تحولی،در طول تاریخ دارای سه تیپ مشخص بودند:
تیپ سنتی
تیپ آغازگر
تیپ مدرن.
تیپ سنتی زنان ،زنانی بودند که در کنار بچه داری و زناشویی،و آشپزی و و نظافت ،لباسها را برای شستشو به دره های آبی می بردند وآنها را شستشو می دادند ،شیر می دوشیدند و ماست می بستند و کره می گرفتند فاز کوههای دوردست هیزم می آوردند و حوشه چینی که عبارت غلطی است،خوشه از پس داس ها برمی داشتند،پره گردانی می کردند و وریس می بافتند واحیانا دارقالی داشتند که گلیم و سفره و قالی و هور ببافند و... گندم به آسیاب می بردند و یا برد-ار می کردند.حویر بار می گذاشتند و نان می پختند .آنها به هنگام عروسی و عزا،وظیفه آشپزی سنگین پذیرایی از حجم انبوه مهمانان را به عهده داشتند.
مهم ترین مشخصه ظاهری این زنان،پوشیدن لباس کاملا سنتی ،کلاه و مینا و چارقد و جامه و تنبون لری بوده است که به فراخور ایام در رنگ و تعداد تفاوت داشت. به اصطلاح اداری،کارتابل زنان از صبح سحر تا شامگاه یک ثانیه خالی نداشت. البته در این میان نباید از منوتیپ های زنان سنتی که بواسطه شهرت و موقعیت،کنیزکانی داشتند و هیچ کدام از این موارد را هم بلد نبودند که تعدادشان بسیار اندک و نمی تواند به جامعه تعمیم داده شوند.
سید نورمحمد حسینی سوق, [5/25/2026 1:51 AM]
بر خلاف برخی که صحبت از موقعیت نازل زنان در جامعه سنتی می کنند ،یافته های ما نشان می دهد که زنان و دختران در یک تقسیم کاری در کنار مردان وپسران نقش های اقتصادی و اجتماعی مهمی را برعهده داشتند. این رنجی بود که مادران ما تحمل می کردند تا پدرانمان،بتوانند زمین را کشت کنند،و یا گندم درو کنند و یا در ادارات بوشهر و بهبهان و گناوه و برازجون دور از منزل و ماوا کارگری نمایند و به اصطلاح خرج بچه ها را در بیاورند.
روند مدرنیته در ایران از عهد قاجار و خصوصا اصلاحات امیرکبیر یعنی حدود سالهای 1220 شمسی به بعد آغاز می شود. این زمانی است که اولین گزارشاتی از وضعیت جامعه استانی توسط صاحب فارسنامه ناصری ارائه می شود.
طبیعی است که جامعه ایلیاتی و عشایری ما از این رهگذر تا زمان رضاشاه. عایدی بدست نیاوردند در زمان رضا شاه اولین علائم مدرنیته تحت عنوان تخته قاپو به مردمان سنتی عشایر تحمیل می شود. اولین ابزاری از مدرنیته که سهم جامعه ما شده است ،گسیل معلمان و ماموران بهداشتی و کارخانه نبود. رضا شاه برای ما سرباز و ژاندارم فرستاد تا با تخته قاپو ما را با دنیای جدید اشنا نماید. در کنار این سیاست ،داستان کشف حجاب اجباری هم بود که ما گزارشی در این خصوص از منطقه ندیدیم هر چند در خصوص لباس مردان در مواردی مسائلی وجود داشت. که قابل اعتنا نبود.
رضاشاه بلافاصله با جنگ جهانی دوم از صحنه سیاست حذف و تمامی رشته های بی نخ او پودر می شود. سیاستهای اجتماعی پسر تا دهه چهل در استان اشاعه پیدا نکرده بود. با سرکوب تا آرامی ها،کم کم زمینه برای گسترش مدرنیته در منطقه فراهم می شود. ماموران مالاریا و معلمان در این مرحله به ماموران ژاندارمری اضافه تا مدرنیته در منطقه جان بگیرد. گسترش مدارس ابتدایی در مناطق پرجمعیت و اعزام فارغ التحصیلان آن به شهرهای بهبهان و..باعث ظهور نسل نو مردان نوآور شده است که توانسته است ساختار جامعه را از سنتی به سمت پیشرفت و ترقی سوق دهد.
نقش زنان در تشویق فرزندان خود به تحصیل در این جا کاملا ملموس است. لذا بسیاری از این نسل نوآور با تشویق مادر و هزینه پدر به ادامه تحصیل می پرداختند.از دهه چهل به بعد در سوق خودمان با کمی تاخیر برخی از دختران عشایری،پابه پای پسران تحصیل را آغاز کردند. از جمله می توان از اولین نسل این بانوان به خانم حاج مسکوشرافت،شهناز شرافت،بی دولت مساوات،کبری پرهیزو خانم مهری عسکری،صفیه افروزی،شاهزاده سعیدی،صدرس رفیعی،سلطنت رضایی،فرح شرافت،مهین تاج رضوی اشاره کرد.ادامه تحصیل این گروه به دلیل ازدواج و نبود دبیرستان میسر واقع نشد و به همین دلیل سطح ترقی دختران در همین سطح متوقف می شود.بعد از این صف شکنان،راه برای تحصیل دختران باز تر شد و ادامه تحصیل برای دختران هموار تر می شود که از ذکر اسامی آنها به دلیل مطول بودن مقاله معذوریم.
در حیطه آموزش و ترویج در سوق باید بانوانی مثل خانم شوکت مجیدی، خانم افروزی،خانم راکی،خانم پریوش رستگاری،فریبا اسفندیاری را از پیشتازان این حوزه دانست.
در کنار این موارد،اولین ساختمان اداری شهر سوق ،بهداری بود که توسط ارتش در روبروی قلعه امروزی قبله مدرسه نواب قدیم و لب دره ساخته شده بود. در کنار معلمان ،پزشکانی در قالب سپاه بهداشت در این بهداری خدمات پزشکی مدرن را به مردم ارائه می دادند تا کم کم مردم از پزشکی سنتی و غیر علمی فاصله بگیرند. یکی از این پزشکان دکتر منوچهر لمعه بود که خاطرات و نوشته های خود را تحت عنوان فرهنگ عامیانه کهگیلویه و بویراحمد به جامعه عرضه نموده است.
این مدارس و سازمانهای جدید،با وجود این بانوان فوق الذکر، راه را برای ظهور بانوان تحول گرایی مثل خانم کریمی آماده نمودند که در قسمت بعد در این خصوص بیشتر صحبت می کنیم.
برچسب:
نویسنده: هلیا حکیمی