خرید بک لینک

دوشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۳ | 7:3 | نورمحمد حسینی سوق -

1 1 1 1 1

تمامی کدخدایان مشایخ امام زاده محمود از زمان شکست نویی ها در زمان محمد طاهر خان بویر 1ی تا دوره ایلخانی کریمخان بویراحمدی همگی از اولاد نیری بوده اند وبعد از کشته شدن کریم خان بویر احمدی مشایخ امام زاده محمود دوقطبی شد و ملا قلندر انصاری به دلیل وصلت با شکرالله خان بویر احمدی به عنوان اولین کد خدای غیر از اولاد نیری حکم کد خدایی خود را از شکرالله خان بویر احمدی گرفت

کدخدایی شیخ کمال شریفی:

اولین کدخدای مشایخ امام زاده محمود شیخ کمال شریفی بود که در پیری حکم کدخدایی را از خدا کرم خان بویراحمدی فرزند محمدطاهر خان در سرچنار دریافت کرد. شیخ کمال مردی با سیاست و دانا بود اموال فراوان داشت و از اموالش جهت متحد کردن طایفه شیخ ممو استفاده می کرد ،او تمامی تیرهای شیخ ممو را از اطراف جمع اوری کرد و برای باز سازی طایفه زحمات زیادی کشید، با جمع اوری طایفه شیخ ممو تحت سرپرستی خویش خدا کرم خان بیراحمدی را قانع کرد که حکم کد خدایی را به او بدهد، دوران کد خدایی شیخ کمال شریفی را دوران اتحاد و باز سازی طایفه شیخ ممو می دانند. از مهمترین اتفاقات دوران شیخ کمال میتوان به ایجاد اتحادی بین بعضی از طوایف بیراحمد نام برد که به اتحاد دشتموری معروف است.

اتحاد دشتموری :

طبق نقل قول های محلی و سخنان بزرگان از جمله حاج محمد خان پرندوار برفتابی و کی بهرام همایونفر اولاد میرزالی این اتحاد در منطقه دشتمور طایفه برفتابی انجام گرفت.

بعد از اینکه ایل بیراحمد به قدرت رسید بعضی از طوایف بیراحمد به غارت و چپاول دیگر طوایف بیراحمد می پرداختند ، طوایف آغایی( بابکانی ، زنگوایی ، نرمابی ، نگین تاجی ، کی گیوی ) به دلیل انسجام و اتحاد بیشتر که 1 از پیوند نسبی و برادری در بین این طوایف بود به دیگر طوایف حمله کرده و آنها را غارت و چپاول می کردند، کی حسینعلی برفتابی( جد حاج محمد خان پرندوار برفتابی) برای جلوگیری از غارت طایفه خویش و دیگر طوایف به فکر اتحادی از طوایف برآمد ، به همین منظور کی حسینعلی برفتابی قاصدانی را برای کدخدایان طوایف فرستاد و کدخدایان و ریش سفیدان طوایف ،اولاد میرزالی ، تاس احمدی ، ملا کلبی ،باطولی و شیخ ممو همراه با تفنگ چی های خود به دشتمور ،نشیمن گاه کی حسینعلی برفتابی رفتند و با هم متحد شدند که در منازعات درون ایلی پشتیبان هم باشند ، بزرگان طوایف ذکر شده سوگند یاد کردند تااز همدیگر حمایت کرده و به همین منظور به این طوایف در عرف بیراحمد دشتموری می گویند . بعد ها طوایف جلیلی شرونی به این اتحاد پیوستند

در زمان های قدیم رسم بر این بود که هرگاه طایفه ای به جایی دعوت میشد بهترین سوار و تفنگ چی خود را جلوتر از گروه برای سواری و تیر اندازی میفرستاد تا هنر طایفه خویش را در سواری و تیراندازی نشان دهد،

در آن زمان شیخ محمد زمان بزرگ پدر شیخ محمد طاهر ،شیخ کاظم، و شیخ محمد به عنوان سوار وتیر انداز طایفه شیخ ممو هنگام رسیدن به خانه کی حسینعلی با چابکی به سواری و تیر اندازی می پردازد که تعجب بزرگان و سواران دیگر طوایف را بر می انگیزد و گویی در آزمون سواری و تیر اندازی طایفه شیخ ممو را سر افراز می کند، همین رشادت و چابکی شیخ محمد زمان باعث می شود که کی حسینعلی خواهر خویش را به عقد شیخ محمد زمان در آورد و از این وصلت شیخ محمد زمان صاحب یک پسر به اسم شیخ محمد طاهر می شود که جد تیره شیخ محمد طاهری می باشد . بعد از وصلت شیخ محمد زمان بزرگ با طایفه برفتابی به دلیل حمایت طایفه برفتابی از شیخ محمد زمان اولین جرقه جنگ و جدل بین اولاد نیری زده شد ، شیخ کمال از وصلت شیخ محمد زمان چندان راضی نبود، گویا شیخ کمال کی ولی اولاد میرزالی را واسته کرده بود که از کی حسینعلی برای خواهرش خواستگاری کند ولی کی حسینعلی به وصلت با شیخ کمال راضی نمی شود و خواهرش را به عقد شیخ محمد زمان در می آورد و همین امر باعث جنگ لفظی شیخ محمد زمان با تیره شریفی می شود که شیخ محمد زمان قهر کرده و به پیش طایفه برفتابی رود . بعد از مرگ شیخ کمال شریفی بزرگان شیخ ممو با وساطت شیخ محمد زمان را به نشیمن گاه طایفه شیخ ممو جنب امازاده محمود آوردند، نقل قول محلی گفته می شود وقتی که شیخ محمد زمان در جنب امام زاده محمود بود چند شب در خواب میبیند که داعم از پشتش زنبور بیرون می آید و باهم جنگ میکنند ، می گویند که شیخ محمد زمان به پیش بزرگی از سادات امام زاده علی به اسم حاجی آخوند میرود و از او درباره تعبیر خوابش میپرسد و حاجی اخوند به شیخ محمد زمان میگوید که اولاد و نوادگانت داعم با هم در جنگ و نزا می باشند ، گویا این تعبیر حاجی اخوند بعد از چند سال به وقوع میپوندد و اولین جرقه جنگ و جدال فرزندان شیخ محمد زمان در دوران کد خدایی ملا محمد علی سر ماهوری به اوج رسید، اولاد شریفی با دسیسه ملا محمد علی برق را وادار کردند تا از ملا نوشاد و برادرانش به دلیل نزاع های درون طایفه ای با دیگر تیرهای مشایخ پیش کریم خان شکایت کرده و جنگ و نزاع بین اولاد شیخ محمد زمان بزرگ بوجود امد ، هرچند با وساطت بزرگان شیخ ممو ملا نوشاد با خواهر ملا محمد علی که دختر عمویش شیخ محمد بود ازدواج کرد و دوباره با هم متحد شدند، بار دیگر این اتحاد ب جنگ تبدیل شد در زمان ایلخانی شکر الله خان ،فرزندان شیخ محمد طاهر از ملا محمد علی برق فرزند بزرگ شیخ محمد حمایت کردند و شیخ محمد صادق فرزند ارشد شیخ محمد طاهر که داماد ملا محمد علی برق بود بهمین خاطر جانب ملا محمد علی را گرفت از طرف دیگر چون شیخ محمد زمان با پسران شیخ کاظم بزرگ شده بود فرزندان شیخ کاظم از شیخ محمد زمان پسر دیگر شیخ محمد حمایت کردند همین امر باعث جنگ بین خاندان شیخ محمد زمانی شد، ملا محمد علی قهر کرده و به منطقه عشایری زیر جک میرود و انجاتوسط طیبی ها کشته می شود جنگ پسران شیخ محمد طاهر بایکدیگر وجنگ نوادگان شیخ کاظم با یکدیگر و جنگ نوادگان شیخ محمد پسران شیخ محمد زمان و ملا محمد علی بر سر جانشینی و کد خدایی در زمان ایلخانی عبد الله خان و خسرو خان نمونه دیگری از تعبیر آن خواب بوده است ،.

بعد از اتحاد دشتموری طایفه شیخ ممو با حمایت تفنگ چیان و بزرگان طوایف دشتموری از جنب امام زاده محمود به منطقه دزک در نزدیکی چنگلوا کوچ کرد ، آنها کم کم زمین های منطقه چنگلوا را هم تصاحب می کردند با فشار و غارت ساکنان اولیه چنگلوا توسط طایفه شیخ ممو ساکنین اولیه چنگلوا که به چنگلوایی ها معروف بودن و از ایل نویی و بعضی از آنها طیبی وابسته به ایل نویی بودن چنگلوا را ترک کرده ، طایفه شیخ ممو کم کم به چنگلوا کوچ کرده و در اطراف قلعه ان به ساخت خانه پرداختند ، قلعه متروکه چنگلوا توسط شیخ محمد زمان بزرگ باز سازی شد و غلات و سایر اموال طایفه شیخ ممو را در قلعه جای دادند ، شیخ محمد زمان به عنوان پاسبان و تفنگ چی قلعه وظیفه حراست از این اموال را به عهده داشت این قلعه بعد ها به قلعه شیخ محمد زمان معروف شد، شیخ محمد زمان به واسطه وصلت با برفتابی ها و تیره شیخ صادقی اولاد نیری، که در ان زمان از بزرگترین تیرهای شیخ ممو از نظر نیروی انسانی بود ، مقام و منزلت بزرگی پیدا کرد همین امر باعث جنگ و جدال دوباره تیره شریفی و چند تیره از مشایخ با شیخ محمد زمان و تیره شیخ صادقی که از حامیان شیخ محمد زمان بودند شد، بار دیگر این نزاع با وساطت بزرگان شیخ ممو به صلح انجامید ، شیخ محمد زمان با خواهر شیخ علیداد کد خدای شیخ ممو ازدواج کرد تا از جنگ و جدال بین اولاد نیری جلوگیری شود . شیخ محمد زمان چند سال بعد در قلعه چنگلوا فوت کرد واورا در چنگلوا بخاک سپردند، بعد از شیخ محمد زمان پسر بزرگش شیخ محمد طاهر جا پای پدر نهاد ولی به دلیل دشمنی دیرینه با تیره شریفی که کدخدای آن زمان شیخ ممو بودند ، همراه با برادرانش شیخ کاظم و شیخ محمد و همرا با شیخ علی اکبر جد تیره شیخ علی اکبری که در ان زمان جز معتمدین طایفه شیخ ممو بود چنگلوا را ترک کرده وبه جنب امام زاده محمود رفتند . از نقل قول های محلی گفته می شود که مادر شیخ علی اکبر و مادر شیخ علیداد پدر شیخ علیرضا از اولاد نیری عمه شیخ محمد زمان بزرگ بودند، با حمایت شیخ علی اکبر و پسرانش از پسران شیخ محمد زمان ، شیخ محمد طاهر پسر بزرگ شیخ محمد زمان دارای احشام فراوان شد و همچون پدرش از معتمدین طایفه شیخ ممو گردید ، شیخ محمد فرزند کوچک شیخ محمد زمان در مکتب خانه ای که در جنب امام زاده محمود بود و ملای مکتب خانه ملا احمد از مشایخ تیره شیخ نوری بود ، درس مکتبی خواند و صاحب علم و سواد مکتبی شد، چندبن سال بعد با وساطت بزرگان شیخ ممو شیخ علی اکبر و پسران شیخ محمد زمان به چنگلوا برگشتند و چندین وصلت درون طایفه ای انجام دادند ،

دوران کدخدایی شیخ علیداد شریفی

دومین کدخدای شیخ ممو شیخ علی داد شریفی بود که به دلیل کهولت سن و نداشتن جدیت در تصمیم گیری یکجانبه گری از بعضی اولادهای های نیری حکم کدخدایی او را خدا کرم خان بویر احمدی از وی گرفت وبه شیخ محمد فرزند شیخ محمد زمان بزرگ برادر شیخ محمدطاهر وشیخ کاظم داد . شیخ علیداد سیاست چندانی در اتحاد طایفه شیخ ممو نداشت ، در زمان شیخ علیداد تیرهای شیخ ممو به دلیل جنگ و نزاهای داخلی به طرف بهبهان و بوشهر و ممسنی کوچ کردند.،

شیخ کاظم پدر بزرگ حاج نصر الله کاظمی و برادرانش از دهدشت کوچ کرده وبه زیدون رفتند و فرزنداش دارای خدم و حشم فراوان بودند که امروزه در روستاهای سردشت زیدون ، درونک ، چشمه شیخ چشمه مراد دار علایی و سایر روستاهای آن اطراف ساکن هستند،

هنگامی که ریش سفیدان طایفه شیخ ممو از جمله شیخ علیداد شریفی ، کل نجات شریفی ، شیخ محمد تقی شریفی ، کا علی جد تیره کا علی ، شیخ علیداد پدر شیخ علی رضا ، شیخ محمد طاهر شیخ کاظم و شیخ محمد پسران شیخ محمد زمان بزرگ ، شیخ محمد حسین پسر شیخ علی زمان ، شیخ غلام پسر شیخ علی صالح ، شیخ بیت الله و شیخ نجما شیخ باقری، شیخ علی اکبر جد تیره شیخ علی اکبری ، شیخ علیباز درمشی ،در سرچنار به دیدار خدا کرم خان بویراحمدی رفتند ، در ان دوران رسم بر این بود که هدیه ای برای خان می بردند ، چون قند در ان زمان کالایی نایاب و لوکس بود ، طایفه شیخ ممو چند کله قند به عنوان هدیه همراه خود برای خدا کرم خان بردند ، گویا هنگامی که به نزدیک خانه خان می رسند شیخ علیداد قندها را به دوش خود می گیرد این کار شیخ علیداد مورد پسند خدا کرم خان قرار نمی گیرد و اورا سرزنش می کند وبه شیخ علیداد می گوید که کدخدای بیراحمد نباید موقع حضور به مجلس خانی قند حمل کند ، وقتی در جلسه می نشینند قاصدی نامه ای برای خدا کرم خان می اورد ، گویا کاتب خان در جلسه نبوده در ان زمان رسم بر این بود که معتمدی به عنوان میرزا یا کاتب خان نامه های خان را مکتوب می کرد ، وقتی که خدا کرم خان از جلسه می پرسد کسی سواد نوشتن دارد کسی نبوده ، شیخ محمد طاهر به خدا کرم خان می گوید که این جوان سواد نوشتن دارد ، خدا کرم خان جوان را پیش خود میخواند و سوال میکند پسر کی هستی ، ان جوان شیخ محمد پسر شیخ محمد زمان بزرگ بود و وقتی شیخ محمد خود را معرفی میکند خدا کرم خان به نشانه ناراحتی از شیخ علیداد سری تکان می دهد و به شیخ علیداد می گوید برای کد خدای بیراحمد خیلی بد هست که سواد نداشته باشد ، بعد از این موضوع خدا کرم خان کاغذ کد خدایی طایفه شیخ ممو را به نام شیخ محمد پسر شیخ محمد زمان بزرگ مهر می کند ، بعد از این حکم شریفی ها قهر کرده و مجلس خان را ترک کردند ، خدا کرم خان سوارانی فرستاد و خواست اموال انها را غارت کند که با وساطت بزرگان شیخ ممو از غارت انها صرف نظر کرد ، واین زمان دورانی بود بر پایان کدخدایی اولاد شریفی و اغاز کد خدایی در بین اولاد شیخ محمد زمان بزرگ.

دوران کدخدایی شیخ محمد فرزند شیخ محمد زمان بزرگ:

شیخ محمد کوچکترین فرزند شیخ محمد زمان بود ،شیخ محمد زمان سه پسر داشت۱_ شیخ محمد طاهر که از زن برفتابی بود ،۲-شیخ کاظم از زن تیره شیخ صادقی اولاد نیری، ۳-شیخ محمد از زن تیره شریفی اولاد نیری

بعد از کدخدایی شیخ محمد بار دیگر شریفی ها به کارشکنی پرداختند سه عامل را باعث موفقیت شیخ محمد ذکر کرده اند عامل اول سواد مکتبی و قدرت سیاسی شیخ محمد عامل دوم حمایت برادر بزرگش شیخ محمد طاهر از او که دارای مال و حشم فراوان بود واز شیخ محمد حمایت کرد و عامل سوم حمایت شیخ کاظم و پسرانش از شیخ محمد در نزاهای طایفه ای این عوامل باعث شد که شیخ محمد کدخدایی خویش را تثبیت کند شیخ محمد مردی دانش دوست بود و مکتبی بزرگ در چنگلوا بنا نهاد و چندین مرد بزرگ از جمله ملا نوشاد و ملا جهانشاد پسران شیخ کاظم ، ملا محمد علی ماس پسر شیخ علی محمد، ملا محمد ظاهر پسر شیخ محمد طاهر ، ملا علی فرزند کا خانعلی ،و ملا محمد علی برق و ملا خونباز بابکانی پدر ملا علی ویس بابکانی. ،( ملا خونباز بعد ها با دختر شیخ کاظم ازدواج کرد) در ان درس و سواد مکتبی یاد گرفتند.

در زمان کدخدایی شیخ محمد فرزندان شیخ کاظم به دلیل ظلم و جنگ و دعواهای فراوان با دیگر تیرهای مشایخ از طایفه مشایخ امام زاده محمود بیرون شدند و طی حکمی محمد حسین خان بویر احمدی آنها را در تلگرد چرام به فلک بست وهمه دارایی های آنها را مصادره کرد،قصد داشت انها را به خوزستان تبعید کند ولی ملا محمد علی سرماهوری با وساطت انها را به سر ماهور برد و پیش خودش نگه داشت،

بعد از مرگ شیخ محمد ستاره بخت اولاد شیخ محمد زمان بزرگ افول کرد و نوادگان شیخ محمد زمان در طوایف بیراحمد پراکنده شدند،سه تن از پسران شیخ محمد طاهر به پیش طایفه برفتابی رفتند ، بقیه پسران شیخ محمد طاهربا ملا محمد علی پسر بزرگ شیخ محمد پیش طایفه اولاد میرزالی رفتند، پسران شیخ کاظم و شیخ محمد زمان فرزند دیگر شیخ محمد پیش اغا صیدال نرمابی رفتند، اولاد شیخ محمد زمان بزرگ ثبات سیاسی خود را از دست دادند،

در این زمان ملا محمد علی فرزند شیخ علی محمد که به دلیل سکونت در منطقه سرماهور کهگلویه به محمد علی سرماهوری معروف شد با کیاست و سیاست بینظیری که داشت توجه خوانین بیراحمد را به خود جلب کرد و حکم کدخدایی طایفه شیخ ممو را گرفت ، هر چند تیره شریفی بار دیگر خواهان کد خدایی بودند ولی شیخ شکر الله شریفی به دلیل سن کم نتوانست رضایت خوانین بیراحمد را بدست بیاورد ،

ملا محمد علی تمامی طایفه شیخ ممو را که در بین طوایف بیراحمد پراکنده بودند جمع اوری کرد و با ایجاد وصلت با انها پایه های کد خدایی خود را در بین طایفه قوی کرد ، دختر برادرش را به عقد ملامحمد علی برق فرزند شیخ محمد در اورد ، چهار دختر برادر دیگرش را به عقد ، شیخ علی حسین مرادی ، شیخ محمد تقی فرزند شیخ المت شریفی ، شیخ محمد جان فرزند شیخ کاظم و کامحمد علی فرزند کاعلی دراورد این وصلت ها باعث اتحاد طایفه شیخ ممو گردید ،

دوران کدخدایی ملامحمد علی سرماهوری فرزند شیخ علی محمد

بعد از مرگ شیخ محمد هرج مرج در طایفه مشایخ امام زاده محمود بالا گرفت این دوره هم زمان بود با ایلخانی گری محمد حسین خان بویراحمدی ،بعد از اینکه شیخ محمد از دنیا رفت ،بزرگ و ریش سفید مشایخ امام زاده محمود ملا محمد علی سر ماهوری بود ، او در سالهای جنگ و کشت کشتار بین خانواده محمد طاهر خانی بین خدا کرم خان و پسرش محمد حسین خان ریاست طایفه شیخ ممو را بر عهده داشت ، ملا محمد علی حکم کد خدایی خویش را از محمد حسین خان بویر احمدی گرفت. ملا محمد علی به وساطه کیاست و هوش فراوان و همچنین نیروی جنگی زیاد تمامی مناطق سر ماهور تا چنگلوا و دره لبک و دزک را در اختیار خود گرفت، در ان هنگام پسران شیخ کاظم نیروهای جنگی ملا محمد علی بودند ،ملا نوشاد آبسالان شیخ ممو به عنوان مشاور ملا محمد علی قدرت اورا روز افزون کرد ملا نوشاد بعد از مرگ عموی خود شیخ محمد به عنوان بزرگ نوادگان شیخ محمد زمان بزرگ در جمع اوری نوادگان شیخ محمد زمان به چنگلوا تلاش فراوان کرد و انها را بار دیگر در چنگلوا جمع کرد ،هر چند بعد از اینکه پسران شیخ کاطم با چندین تیره از مشایخ در گیر شدند و انها را به شدت مضروب کردند مورد ملامت ملا محمد علی قرار گرفتند ، پسران شیخ کاظم قهر کرده و به پیش شرونی ها نزد کی محمد ظاهر رفتند ، نماینده ملا محمد علی در چنگلوا پسر بزرگ شیخ محمد ملا محمد علی معروف به محمد علی برق بود . در اوضاع نابسامان بویراحمد که جنگ و جدال بین خاندان محمد طاهر خانی بویر احمد رابه شدت تضعیف کرده بود ،ایل طیبی گرمسیر از این نا بسامانی ها سو استفاده کرده و با غشونی بالغ بر ۱۰۰ تفنگ چین و بیش از ۱۰۰ نفر چوبکی با حمله به طایفه مشایخ ساکن چنگلوا و روستای دزک همه اموال انها اعم از گندم جو احشام چهارپا و همه اساس زندگی انها را به تاراج بردند.(ذکر ای واقعه تاریخی در کتاب دکتر جواد صفی نژاد آمده است و از ان به عنوان واقعه غارت چنگلوا نام برده است. در کتاب ایل طیبی و طوایف ان از این واقعه به عنوان پیروزی بزرگ یاد شده است ،هر چند بعد از این غارت تا زمان ایلخانی گری شکر الله خان ایل طیبی بارها توسط مشایخ غارت شد. ))بعد ازاینکه چنگلوا را طیبی ها غارت کردند ،خبر غارت چنگلوا به گوش ملا محمد علی که در در قلعه سر ماهور بود رسید ،ملا محمدعلی مریض بود او فرزندانش شیخ قمصور شیخ الله کرم ،شیخ خدا کرم را با پنج نفر تفنگ چین از خانواده خویش راهی چنگلوا کرد و حدود بیست نفر تفنگ چین از چنگلوا ،از جمله ملا محمد علی برق فرزند شیخ محمد،شیخ محمد زمان فرزند شیخ محمد . شیخ محمد صادق فرزند شیخ محمد طاهر،کل محمد رضا شریفی ،شیخ عبدشاه و شیخ علی شاه فرزندان شیخ غلام شیخ علی صالحی، شیخ محمدرضا مرادی ، شیخ علی حسین مرادی ،شیخ غلام رضا فرزند شیخ محمد حسین از تیره شیخ علی زمان ، شیخ کوچک فرزند شیخ محمد طاهر ،شیخ محمد ظاهر فرزند شیخ محمد طاهر ،و عده ای چوبکی برا گرد اوری غارت ،همراه با پسران ملا محمد علی به ایدنک و طایفه تا رضایی طیبی حمله کرده ولی نتوانستند چیز قابل ذکری را غارت کنند و برگشتند ، خبر غارت چنگلوا به پسران شیخ کاظم که در فیلگاه بودند رسید ،پسران شیخ کاظم با جمع اوری عده ای تفنگ چین از شرونی ها و اولاد میرزالی ها خود را برای حمله به ایل طیبی اماده کردند. کی منصور اولاد میرزالی و کی محمد خان اولاد میرزالی همراه با عده ای تفنگ چین ،کی محمد ظاهر شرونی و کی محمد خان شرونی ، همراه با تفنگچیان و عدهای چوبکی ،همراه با تمامی پسران شیخ کاظم(ملا نوشاد،شیخ ولی،شیخ محمد جان ،شیخ جهانشاد،شیخ علی ،شیخ قاسم ،شیخ عبدالحسین )و شیخ قمصور پسر ملا محمد علی سرماهوری وتفنگچیان دیگر مشایخ که در بالا ذکر شد ،سحرگاهی با حمله به ایدنک تا پای دژکوه تمامی خانوارهای عشایری طوایف طیبی را غارت کردند، در منطقه آب کری زبان لری به (او کری معروف است) و بی زلیخایی در اطراف سوق جنگی شدید بوجود آمد سه نفر طیبی و یک نفر شرونی کشته شدند . تفنگچیان غارت را به سوی چنگلوا آوردند ،بعضی از سادات رضا توفیقی سوق با وساطت خواهان برگشت غارت بودند ولی کی منصور اولاد میرزالی با بد وبیراه انها را متواری کرد ، غارت را به چنگلوا اوردند ،ملا محمد علی سخت بیمار بود وقتی از غارت اگاه شد با همان حال ناخوش خود را به چنگلوا رساند ، با پسران شیخ کاظم صلح کرد .غارت را تقسیم کردند ،. ملا محمد علی سخت بیمار بود و ملا نوشاد را به عنوان نماینده خویش جهت رتق وفتق امور طایفه قرار داد. در مورد این غارت شعرهای محلی زیادی گفته شده که چند بیت از انها راد ر زیر اورده ام.

جنگ اومه ،مِن او کِری ، ایلِمَه ، بنازم تَش نَهان ،مِن ،ایدِنَک، کُرَل کاظُم

منطقه اوکری نزدیک سوق میباشد .کرل کاظم منظور فرزندان شیخ کاظم ،ملا نوشاد و برادرانش می باشند که در این جنگ شجاعت بسیاری از خود نشان دادند،تمامی اهالی ایدنک را غارت کردند.

شیخ ممو ،وَ غارتِ بینی کی باشه منصوره کِر کی ولی مَخان ککاشه

این بیت به این موضوع اشاره دارد که طایفه شیخ ممو برای غارت طیبی ها رفته، همراه انها کی منصور همایونفر اولاد میرزالی و برادرش کی محمد خان همایونفر فرزندان کی ولی بودند.

عبد رضا، تاماولی ،تفنگ وَ شونش مَمَجان کِر شیخ کاظُم نَدا امونش

این بیت به این موضوع اشاره دارد که عبدرضا نامی از طایفه تاماولی طیبی که جنگجوی بنام و بزرگی بود و همیشه با چابکی فراوان سوار بر اسب تیر می انداخت و یک نفر از شرونی ها را در همین جنگ کشته بود ،بوسیلیه شیخ محمد جان شیخ ممو فرزند شیخ کاظم کشته شد.

چنگلوا تا ایدنک سوار وَ رویَه بدبختی سی طیبیه بختش وخویَه

از چنگلوا تا ایدنک سوار برای جنگیدن در حرکت هستند، بد اقبالی و بدبختی برای طیبی ها که این سواران برای جنگیدن با انها امدند .

قَمصوره ،مَحمَیعلی روزَت نبو خَش جنگ اومه مِن ایدنک قَلَمه زیی تَش

منظور شیخ قمصور فرزند شیخ محمد علی سرماهوری هست ، هرگز روز خوش نبینی، در ایدنک جنگ شده و قلعه ایدنک را آتش زدی

ایدنَک تَش ایگره مِن بال رویَه نوشاد کِر شیخ کاظم سی جَر کلویَه

منطقه ایدنک که در همجواری رود هست در حال سوختن هست، ملا نوشاد فرزند شیخ کاظم دیدانه وار عاشق جنگیدن هست.

بعد از کشتن محمد حسین خان بویر احمدی پسرش کریم خان ایلخان بویر احمد گردید کریم خان کاغذ کد خدایی را به ملا محمد علی سرماهوری داد و با دختر وی وصلت کرد این وصلت بیشتر سیاسی بود چون مشایخ امام زاده محمود در ان دوره از تاریخ بویر احمد مردمانی جنگجو و صاحب قدرت زیادی در بویر احمد بودند کریم خان با این وصلت با دختر ملا محمد علی تفنگچیان شیخ ممو را حامی و پشتیبان خود کرد که در جنگهای زیادی برای او جنگیدند و قلعه های زیادی را فتح کردند.

هنگامی که کریم خان قصد حمله به ایل طیبی را داشت در دهدشت اردو زده بود ،فرزندان شیخ کاظم که در سرماهور نزد ملا محمد علی بودند به اردوی کریم خان رفته و او را در فتح ایل طیبی گرمسیر حمایت کردند علاوه بر پسران شیخ کاظم پسران ملامحمد علی ،شیخ قمصور ،شیخ الله کرم و شیخ خدا کرم حضور داشتند، بعد از فتح ایل طیبی کریم خان ،به دلیل شجاعت فراوانی که پسران شیخ کاظم در این جنگ و فتح قلعه های طیبی از خود نشان دادند،حکم نیابت کد خدایی مشایخ امام زاده محمود را را به ملا نوشاد داد .چون ملا محمد علی در بستر بیماری بود و بیماری او روز به روز سخت تر میشد بنا به درخواست ملا محمد علی ملا نوشاد حکم نیابت کد خدایی را از کریم خان گرفت .بعد از مرگ ملا محمد علی ان بزرگ مرد و شیخ ممو طایفه شیخ ممو در سوگ یکی از بزرگترین مردان خود به ماتم نشست.مردی که خانه اش خانه انصاف مردم بود و با وجود انکه در مقام کد خدایی بود هرگز به کسی ظلمی نکرد و برای همیشه نامش را در تاریخ طایفه شیخ ممو و بویر احمد جاودانه کرد روحش شاد و یادش گرامی .

دوران کدخدایی ملانوشاد آبسالان شیخ مموفرزند شیخ کاظم نوه شیخ محمد زمان بزرگ

ملا نوشاد آبسالان شیخ ممو،فرزند بزرگ شیخ کاظم نوه شیخ محمد زمان بزرگ پنجمین کدخدای شیخ ممو حکم کد خدایی خیش را در تلگرد چرام دریافت کرد.

دوران کد خدایی ملا نوشاد اوج اقتدار طایفه شیخ ممو بخصوص نیری ها بود ، ملا نوشاد به دلیل سیاست و کیاست فراوان و همچنین داشتن برادرانی جنگجو، چهار قلعه(قلعه اولاد نیری،قلعه دره لبک،قلعه بلوط بنگان،قلعه گل سرخ دون در زیر جک مرز طیبی) را در اختیار داشت که در تاریخ بویر احمد بی نظیر بوده .مشایخ امام زاده محمود در دوران کد خدایی او در اوج قدرت و سیاست در بویر احمد بودند، او علاوه بر خاک سر ماهور که متعلق به خاندان شیخ علی محمد پدر ملا محمد علی بود خاک دره لبک ودزک تا منطقه اب تلخ سوق را جزع خاک طایفه شیخ ممو کرد.

ملا نوشاد و برادرانش قلعه دره لبک را بازسازی کردند و ان را به عنوان یکی از قلعه های اولاد نیری ضمیمه خاک مشایخ کردند و همه زمینهای اطراف ان در اختیار خود گرفتند.

خاک دره لبک در اصل متعلق به پسران شیخ کاظم بود ملانوشاد و برادرانش به بازسازی قلعه ان پرداختند و شیخ محمد جان شیخ ممو پدر شیخ محمد خان شیخ ممو و شیخ ولی والی شیخ ممو پدر شیخ شین والی شیخ ممو فرزندان شیخ کاظم در زمان کریم خان تا وقتی که توسط شکر الله خان تبعید شدند تفنگ چیان ان بودند و زمینهای ان را در اختیار داشتند وکشت می کردند. بعد از اینکه خسرو خان به عنوان ایلخان قسمتی از بویر احمد انتخاب شد اولاد نیری بار دیگر خاک دره لبک را تصاحب کردند و پسران شیخ کاظم که دره لبک را ارث پدری خود می دانستند بار دیگر قلعه ان را تصاحب کردند،شیخ محمد خان شیخ ممو فرزند شیخ محمد جان ،شیخ شین والی فرزند شیخ ولی قلعه دره لبک را در اختیار خود گرفتند و تا سال ۳۲ که خسرو خان کشته شد تمامی زمینهای ان در تصرف انها بود.ولی بعد از مرگ خسرو خان عبد الله خان انها را به دیگر مناطق تبعید کرد .

کریم خان طی حکمی جمع آوری تمامی خراج ایل طیبی گرمسیر را به عهده ملا نوشاد و برادرانش گذاشت و شیخ محمد جان پدر شیخ محمد خان شیخ ممو ،و شیخ ولی پدر شیخ شین والی شیخ ممو ،و شیخ جهانشاد ،به جمع آوری خراج ایل طیبی می پرداختند ،و قسمتی از خراج را برا باز سازی قلعه ها صرف می کردند.

چندین جنگ بزرگ در دوران کدخدایی ملا نوشاد رخ داد که به شرح آنها می پردازیم،

جنگ ایدنک:از نقل قول های محلی و گفته بزرگان مشایخ که در ابتدای 1 ها به ذکر نام آنها پرداختیم این مطلب برداشت شده که این جنگ یکی از بزرگترین جنگ های کریم خان با ایل طیبی گرمسیر بوده ، در این جنگ که در اوایل ایلخانیگری کریم خان بویر احمدی رخ داده،.

در آن زمان فرزندان شیخ کاظم به دلیل جنگ و اغتشاشات درون فامیلی و غارت تیرهای مشایخ توسط محمد حسین خان بویر احمدی در تلگرد چرام تنبیه شده بودند و به سر ماهور نزد ملا محمد علی سرماهوری ، تبعید شده بودند،هنگام جنگ کریم خان را در فتح ایل طیبی گرمسیر حمایت کردند و بعد از این جنگ بود که بخاطر شجاعت ملا نوشاد و برادرانش حکم کد خدایی را کریم خان به او داد دراین جنگ ملا نوشاد به همراه برادرانش ،شیخ ولی پدر شیخ شین والی،شیخ عبدالحسین پدر شیخ شکر الله شیخ ممو،شیخ محمد جان پدر شیخ محمد خان شیخ ممو ،شیخ علی پدر شیخ فرج سبکرو،شیخ قاسم پدر شیخ نصیب اللله راستاد،و شیخ جهانشاد حضور داشتند،علاوه بر پسران شیخ کاظم شیخ قمصور و شیخ الله کرم و شیخ خداکرم فرزندان ملا محمد علی شیخ سر ماهوری هم حضور داشتند .

جنگ قلعه گل:بعد از فتح ایل طیبی کریم خان به فکر فتح ایل دشمن زیاری افتاد و جنگی را با ایل دشمن زیاری به راه انداخت ،در این جنگ علاوه بر پسران شیخ کاظم شیخ محمد زمان پدر ملا خنظل رازدشت و شیخ رضاقلی مرادی هم حضور داشت در این جنگ شیخ جهانشاد فرزند شیخ کاظم از ناحیه پا تیر خورد و زخمی شد،

جنگ قلعه راک:این جنگ هم در ادامه اردوکشی کریم خان به حوزه ثلاث رخ داد در این جنگ علاوه بر پسران شیخ کاظم که در راس تمامی جنگ های کریم خان بودند دوتن از جوانان نامی مشایخ یعنی شیخ عبد شاه و شیخ علیشاه فرزندان شیخ غلام از تیره شیخ علی صالحی حضور داشتند ، این دو جنگجو در آن زمان نوجوان بودند ولی با شجاعت فراوان در این جنگ حضور داشتند،این دو جنگجوی بزرگ بعدها، شیخ عبدشاه در جنگ فتح قلعه راک در زمان جنگهای شکرالله خان کشته شد و شیخ علیشاه در جنگ روباریک در جنگ با تفنگ چیان سرتیپ خان توسط کی لهراسب باطولی کشته شد. شیخ علی شاه و شیخ عبدشاه دوتن از بزرگان و تفنگ چیان نامی اولاد نیری بودند .

جنگ با حوزه دشمن زیاری: کریم خان یک بار با همراهی نیروهای دلتی به حوزه دشمن زیاری حمله کرده ولی با ایستادگی نصیر خان دشمن زیاری و تفنگ چیانش کاری از پیش نبرده و با دادن چندین تلفات بین دو طرف کریم خان به عقب نشست ،بعدها بعد از مرگ نصیر خان ،کریم خان با حمله به کوشک عباسقلی خان دشمن زیاری را وادار به اطاعت کرد.

جنگ قلعه کوشک:از نقل قول های محلی این جنگ با ایل دشمن زیاری در قلعه کوشک یکی از جنگ های مشکل کریم خان بود،عباسقلی خان دشمن زیاریپسر نصیر خان پدر ابول خان جهانبخش دشمن زیاری با تفنگ چیانش شجاعانه در قلعه کوشک ایستادگی میکردند و مانع فتح قلعه میشدند، کی گیوی ها با ایجاد دسیسه قصد داشتند کریم خان را وادر کنند با توپ قلعه کوشک را ویران کند ،شیخ قمصور پسر شیخ محمد علی سر ماهوری از قضیه خبر دار شد و قضیه را به ملا نوشاد گفت ،ملا نوشاد برادرش شیخ عبدالحسین شیخ ممو را روانه سرماهور نزد ملا محمد علی سر ماهوری کرد و از او خواست تا کریم خان را قانع کند تا از تخریب قلعه کوشک دست بردارد ،علت این در خواست ملا نوشاد دوستی و رفاقت بین فرزندان شیخ کاظم و عباسقلی خان جهانبخش دشمن زیاری بود ،ملا محمد علی سرماهوری که پیش کریم خان منزلت و اجر بسیاری داشت با دادن نامه کریم خان را از تخریب قلعه منع کرد ،کاری که باعث شد کی گیوی ها به شدت ناراحت شوند، وقتی عباسقلی خان امان نامه خواست ملا نوشاد برادرانش شیخ عبد الحسین شیخ ممو پدر شیخ شکر الله شیخ ممو و شیخ محمد جان شیخ ممو پدر شیخ محمد خان شیخ ممو را به عنوان گروگان با خط امان نامه کریم خان در پشت قران به داخل قلعه فرستاد و عباسقلی خان قلعه را تحویل داد ،کی گیوی ها قصد داشتند عباسقلی خان و تفنگچیانش را بکشند ولی تفنگ چیان شیخ ممو با وساطت مانع ان شدند ،قلعه کوشک را در اختیار تفنگ چیان شیخ ممو گذاشتن شیخ خداکرم فرزند شیخ محمد علی سر ماهوری ،شیخ عبدشاه فرزند شیخ غلام شیخ علی صالحی و شیخ محمد جان شیخ ممو فرزند شیخ کاظم چند مدت به عنوان تفنگ چین قله کوشک بودن بعد با ایجاد قسم نامه بین کریم خان و عباسقلی خان دشمن زیاری قلعه را تحویل دشمن زیاری ها دادند.

از دیگر اتفاقات زمان کد خدایی ملا نوشاد آبسالان شیخ ممو قتل عباس خان طیبی فرزند حسینعلی خان طیبی که با نقشه ملا خلیل کرایی توسط خدا مراد فرزند کاسیاه تاملکی در قلعه اولاد نیری کشته شد ،عباس خان که مهمان ملا نوشاد بود در قلعه نشسته بود خدامراد تا ملکی هم از تفنگ چیان عباس خان بود ولی ملا خلیل با وعده وعید اورا فریفته بود وقتی قلعه خلوت می شود از فرصت استفاده کرده و عباس خان را می کشد و می گریزد ،ملا نوشاد برادرانش را پی خدا مراد می فرستد ولی خدا مراد متواری می شود و ملا نوشاد همراه با تفنگ چیان اولاد نیری در عوض این کار خدا مراد طایفه تاملکی را غارت می کند و یک نفر از انها را به نام علی کرم توسط دسته شیخ جهانشاد برادر ملا نوشاد و شیخ عبدشاه پسر شیخ غلام شیخ علی صالحی کشته می شود .

ملا نوشاد در سالهای پایانی کدخدایی خیش به دلیل ظلم فراوانی که برادرانش بر بعضی از تیرهای مشایخ انجام دادند بارها مورد شکایت قرار گرفت، کریم خان هر بار به بهانه ای از تقصیر انها می گذشت ولی با اوج شکایات ،کریم خان به ناچار حکم کدخدایی مشایخ امام زاده محمود را به صورت شورایی نوشت ،و شورایی متشکل از ملا نوشاد فرزند شیخ کاظم،ملا محمد علی فرزند شیخ محمد ،شیخ محمد زمان فرزند شیخ محمد ،کل محمدرضا شریفی ،شیخ قمصور فرزند ملا محمد علی سرماهوری به عنوان اعضای شورا به کار رسیدگی امور طایفه می پرداختند.

در دوران ملا نوشاد ملا قلندر انصاری به دلیل اغتشاشات فراوان علیه کریم خان دستگیر و به زندان فرستاده شد کریم خان قصد اشد مجازات برای ملا قلندر داشت ولی با وساطت ملا نوشاد ،کی محمد علی تامرادی ،از مجازات او منصرف و او را به کردکی بختیاری نزد سردار جنگ بختیاری تبعید کرد.

پیامدهای قتل کریم خان بویر احمدی: کریم خان در منطقه نعل اشکنون کشته شد و پیامدهای سیاسی بسیاری بر بویر احمد و طایفه شیخ ممو داشت. بعد از قتل کریم خان ملا قلندر انصاری که همراه با بعضی از اقوامش در کردکی بختیاری تبعید بودند از تبعید برگشتند و باتوجه به سابقه مخالفت با کریم خان مورد توجه شکرالله خان قرار گرفت ، شکرالله خان با وصلت با خواهر ملا قلندر باعث شد که اولین بار حکم کدخدایی به کسی غیر از اولاد نیری داده شود.

در زمان قتل کریم خان طایفه شیخ ممو به صورت شورایی اداره میشد ولی همچنان نفوذ ملا نوشاد وبرادرانش بر اوضاع سیاسی طایفه به وضوح دیده میشد، با قتل کریم خان و اوج گیری شکرالله خان دوقطبی شدیدی در طایفه مشایخ بوجود آمد، شکرالله خان به دلیل حمایت شدید پسران شیخ کاظم از کریم خان در زمان ایلخانی گری او از آنها کینه شدیدی داشت که این کینه نسل به نسل تا زمان خدا کرم خان ضرغام پور نوه شکرالله خان ادامه داشت ،که در ادامه به تفصیل انها خواهیم پرداخت.

شکرالله خان طی حکم جدیدی ملا محمد علی روزدار فرزند شیخ محمد را به عنوان کدخدای اولاد نیری انتخاب کرد و ملا قلندر انصاری را هم به عنوان کد خدای تیرهای دیگر مشایخ شامل شیخ علی اکبری،درمشی، شیخ علیرضایی قرار داد ،تیره مرادی همچنان تحت سرپرستی اولاد نیری بودند ،تیره مشایخ سر ماهوری هم تحت سرپرستی اولاد نیری بودند ،تیره دراویش امام زاده محمود و 1ن امام زاده تحت سرپرستی ملا قلندر بودند.

شکرالله خان چون از نفوذ ملا نوشاد و برادرانش بر ملا محمد علی روزدار ترس و واهمه داشت آنها را به باشت تبعید کرد ،اغا صیدال نرمابی پدر اغا نصرالله دستگزین نرمابی از شکرالله خان درخواست کرد که پسران شیخ کاظم را پیش خودش نگه دارد ، شکر الله خان به شرط اینکه سه برابر دیگر بویر احمد خراج بپردازند از تبعید انها به باشت خود داری کرد ،با وساطت اغا صیدال و قبول پرداختن سه برابری خراج پسران شیخ کاظم به منطقه سردسیری نرماب پیش اغا صیدال نرمابی تبعید شدند.

ملا قلندر بعد از دریافت حکم کد خدایی از شکرالله خان به جمع اوری مشایخ از اطراف و خوزستان انجام داد و عده ای از مشایخ را به چنگلوا آورد و قدرت کد خدایی خیش را افزایش داد،. و این اولین پله طرقی مردی بود که اورا یکی از بزرگترین سیاست مدارن تاریخ شیخ ممو وبویر احمد می دانند .

دوران کدخدایی ملاقلندرانصاری و ملا محمد علی روزدار

ملا قلندر انصاری فرزند شیخ علیرضا از تیره شیخ علیرضایی،اولین کدخدایی بود که غیر از اولاد نیری بود که کد خدای طایفه شیخ ممو می گردید ،.

از زمان شکل گیری ایلخانی بویراحمد تا زمان کشته شدن کریم خان بویر احمدی بهادر السلطنه،همه کدخدایان طایفه شیخ ممو از تیره اولاد نیری بودند،.

بعد از کشتن کریم خان ملا قلندر که در کردکی بختیاری تبعید بود به منطقه امد وبه دلیل سابقه مبارزه با کریم خان دشمن اصلی شکر الله خان مورد استقبال شکر الله خان قرار گرفت،و با وصلت شکر الله خان با خواهر ملا قلندر قدرت وی بیشتر شد، ملا قلندر با وصلت با اولاد نیری قدرت خود را در طایفه افزایش داد اوبا دختر ملا محمد علی روزدار ازدواج کرد و حمایت اولاد نیری را به خود جلب کرد . زندگی ملا قلندر سراسر مبارزه و جنگ و تاریخ سازی بوده است ، او در جنگهای بسیاری شرکت کرد از جمله جنگ،رو باریک ،جنگ قلعه راک در دوران شکر الله خان،جنگ اغا دشتموری در گیار خونی دهدشت،جنگ سمیرم،جنگ کوه سیاه ،جنگ دسخرد ،جنگ بردیان ،جنگ سرپری،جنگ مله بوا ...........

ملا قلندر در همه تحولات سیاسی از زمان شکر الله خان تا زمان قتل عبد الله خان ضرغا م پور حضور فعال داشته ،او از مشاوران خبره شکرالله خان و عبدالله خان ضرغام پور بود،ونام او برای همیشه در تاریخ طایفه مشایخ امام زاده محمود می درخشد.

دوران کدخدایی ملا محمدعلی روزدار

ملا محمد علی روزدار فرزند شیخ محمد نوه شیخ محمد زمان بزرگ پسر عموی ملا نوشاد از تیره شیخ محمدی می باشد ، بعد از کشتن کریم خان و قدرت گیری شکرالله خان ،چون طایفه مشایخ به صورت کد خدایی شورایی اداره میشد ،شکرالله خان برای تضعیف اولاد نیری که در زمان کریم خان دارای قدرت و نفوذ زیادی شده بودند انها را با سایر مشایخ جدا کرد و ملا قلندر را به عنوان کد خدای دیگر تیرهای مشایخ انتخاب کرد ، در این بین چندین گزینه برای کد خدایی اولادنیری انتخاب شدند، ملا نوشاد فرزند شیخ کاظم،ملا محمد علی فرزند شیخ محمد، شیخ قمصور فرزند ملا محمد علی سرماهوری و کل محمد رضا شریفی فرزند شیخ المت،و شیخ محمد زمان فرزند شیخ محمد .

چون ملا نوشاد وبرادرانش در زمان ایلخانی کریم خان از یاران نزدیک کریم خان بودند و کریم خان دشمن اصلی شکر الله خان بود به همین دلیل شکر الله خان تمایلی به کد خدایی ملا نوشاد نداشت وچون از قدرت گیری روز افزون پسران شیخ کاظم ترس و واهمه داشت همه داریی انها اعم از حشم چهارپا و غلات انها را مصادره و انها را به باشت تبعید کرد ،ولی آغا صیدال نرمابی کد خدای طایفه نرمابی پدر اغا نصرالله دستگزین نرمابی با دادن مقداری پول و غله و با وساطت انها را به پیش خودش به منطقه نرماب برد .

شیخ قمصور فرزند ملا محمد علی سرماهوری هم چون خویشاوند کریم خان بود و خواهرش زن کریم خان بود و از تفنگچیان او بود ،و شکرالله خان از پیوستن شیخ قمصور به سرتیپ خان واهمه داشت او را هم کنار گذاشت.

کل محمد رضا شریفی هم چندان بختش با او یار نبود که کد خدای اولاد نیری بگردد ،در این بین پسران شیخ محمد گزینه مورد احتمال برای کد خدایی اولاد نیری بودند،و ملا محمد علی با پشتوانه ملا قلندر و سایر تیرهای اولاد نیری که چندان دل خوشی از شیخ محمد زمان نداشتند کدخدا گردید.

علت ان رابطه نزدیک شیخ محمد زمان با پسران شیخ کاظم بود که در میان انها بزرگ شده بود و چون احتمال می رفت در صورت کد خدایی شیخ محمد زمان بار دیگر پسران شیخ کاظم امور سیاسی و جنگی اولاد نیری را در دست بگیرند بزرگان اولاد نیری با بردن هدایایی به نزد شکرالله خان در سر چنار از کد خدایی ملا محمد علی روزدار حمایت کردند و از شکر الله خان در خواست کردند برای ارام کردن اوضاع چنگلوا و جلو گیری از اغتشاشات پسران شیخ کاظم انها را به جایی تبعید کند.

بدین صورت ملا محمد علی روزدار فرزند شیخ محمد نوه شیخ محمد زمان بزرگ به عنوان شیشمین کدخدای اولاد نیری و تیرهای تحت زعامت ان گردید . دوران ملا محمد علی دوران نسبتان ارامی بود.اولاد نیری کم کم از دوران اقتدار خویش در زمان ملا نوشاد جدا می شدند و حوزه قدرت انها کاهش پیدا می کرد.

دوران ملا محمد علی دوران وصلت هاو خویشاوندی بین تیرهای شیخ ممو بود،

ملا محمد علی روزدار فرزند شیخ محمد در روزگار ایلخانی گری شکر الله خان بویر احمدی کد خدای اولاد نیری گردید در آن زمان تیرهای شیخ امیرخان و خانواده ملا محمد علی سرماهوری هم تحت زعامت اولاد نیری بودند ، در زمان کد خدایی ملا محمد علی روزدار دودستگی شدیدی در بین اولاد نیری بوجود امد ،پسران شیخ کاظم که توسط شکر الله خان پیش اغا صیدال نرمابی تبعید شده بودند بعد از دوسال با وساطت ملا قلندر به چنگلوا برگشتند ،علت حمایت ملا قلندر از پسران شیخ کاظم این بود ،که در زمان ایلخانی کریم خان بویر احمدی ،وقتی ملا قلندر مورد غضب کریم خان قرار گرفت پسران شیخ کاظم با وساطت پیش کریم خان مانع تنبیه و غارت ملا قلندر شدند هرچند دسیسه کی گی وی ها باعث شد که ملا قلندر به کردکی بختیاری تبعید شد و هر چند ملا نوشاد و برادرانش وساطت کردند نتوانستند مانع تبعید ملا قلندر و خانواده وی گردند.

دوران کد خدایی ملامحمد علی دوران از هم پاشیدگی و جنگ و نزا بین خاندان شیخ محمد زمان بزرگ( پدر شیخ محمد طاهر ،شیخ کاظم و شیخ محمد )بود،پسران شیخ کاظم که با وساطت ملا قلندر به چنگلوا آمده بودند ،به دره لبک رفتند ودر قلعه دره لبک ماندند ،شیخ محمد زمان فرزند شیخ محمد هم به دره لبک پیش آنها رفت ، شکر الله خان خراجی سنگین از اولاد نیری خواست و چون اولاد نیری توانایی پرداخت خراج را نداشتند از شکر الله خان مهلت خواستند ،در این بین شیخ محمد صادق فرزند شیخ محمد طاهر و شیخ محمد شریف و شیخ محمد نبی و کل محمدرضا از تیره شریفی با دسیسه پیش ملا محمد علی اورا وادار کردند که از پسران شیخ کاظم که مال و اموال فراوان داشتند خراج سنگینی بخواهد، شیخ شامراد شریفی و کل نجات شریفی مامور جمع آوری خراج بودند وقتی به قلعه دره لبک برای جمع اوری خراج پسران شیخ کاظم می روند پسران شیخ کاظم هیچ خراجی به آنها نمی دهند همین امر باعث می شود که کل محمد رضا شریفی،و شیخ محمد صادق با مکر ودسیسه زیاد ملا محمد علی را علارغم میل باطنی وادار کردند که با تمامی تیرهای اولاد نیری به نشانه قهر از پسران شیخ کاظم و شیخ محمد زمان به منطقه عشایر نشین زیرجک بروند ، ملا محمد علی مردی دل صاف بود و دوست نداشت که جنگ و جدال بین خانواده شیخ محمد زمان بزرگ(پسران شیخ محمد طاهر،شیخ کاظم و شیخ محمد ) بالا بگیرد ،هر چقدر ملا قلندر تلاش کرد نتوانست جلوی آنها را بگیرد ،آنها شبانه تمامی وسایل و اساس خود را جمع کرده وبه منطقه عشایر نشین زیرجک رفتند ، در یکی از شبها در یک واقع عجیب چندین دزد از ایل طیبی برای دزدی از اولاد نیری به اولاد نیری شبیخون می زنند گویا یکی از آنها کشته می شود،و از قرار معلوم خود دزدها باعث قتل او شده بودند ،فردای آن روز از وجود جسد آگاه می شوند ،شریفی ها ملا محمد علی را تنها می گذارند و از رود عبور می کنند ولی بقیه اولاد نیری همراه وی می مانند طیبی ها با حمله به خانوارهای نیری ها همه احشام و وسایل آنها را غارت میکنند و ملا محمد علی را با دستبندها ی اهنی مخصوص زمان قدیم معروف به( قره بلغو) همراه باغارت می برند، هنگامی که طیبی ها داشتند غارت را می بردند یکی از طیبی ها غلام رضا نامی بوده که از محل اختفای یک اسب از اسب های کا قباد پدر کا بهرام کا اسدی اگاه می شود زنجیر پایش را باز می کند می خواهد آن را همراه غارت روانه کند ،علی فرزند کا پنجعلی برادر کا امید علی پشدار وکا قهرمان فرزند کا قباد برادر کا بهرام تفنگی برداشته و در در پای درختی مخفی می شوند او را می کشند گویا کا قهرمان اورا کشته بوده ، وقتی طیبی ها از کشتن غلامرضا آگاهی می یابند در عملی وحشیانه ملا محمد علی را با سنگ میکشند ، و جسد او را رها کرده و غارت را به سوی لنده می برند ، اولاد نیری شیخ کوچک فرزند شیخ محمد طاهر را به چنگلوا فرستاند تا پسران شیخ کاظم و شیخ محمد زمان را در دره لبک خبر کند،شیخ کوچک در راه به شیخ حسن فرزند شیخ علی اکبر رسید و ماجرا رابه او گفت وبه سوی دره لبک رفت ، شیخ حسن مشایخ را خبر کرده ،ملا قلندر با همراه چندین تفنگ چین خود را از راه بلوط بنگان به منطقه گیار نارکان می رساند ولی طیبی ها رفته بودند و غارت را برده بودند. شیخ کوچک وقتی به قلعه رسید مخفیانه ماجرا رابه شیخ محمد زمان گفت ،شیخ محمد زمان از ترس اینکه پسران شیخ کاظم از ماجرا خبر دار شوند او را روانه زیر جک کرد و به او گفت که به شیخ محمد صادق بگوید که فوران خود و برادرانش را از منطقه زیر جک دور کند زیرا می دانست که وقتی پسران شیخ کاظم از مرگ ملا محمد علی اگاه شوند حتمن درصدد این هستند که به شیخ محمد صادق و برادرانش آسیب برسانند (شیخ محمد صادق و شریفی ها با دسیسه های فراوان باعث شدند که ملا محمد علی به زیر جک برود ) پسران شیخ کاظم همراه با شیخ محمد زمان به زیرجک رفته ملا محمد علی را خاک کردند ،ملا نوشاد به تقاص خون ملا محمدعلی ، برادرانش را به سر ماهور نزد پسران ملا محمد علی سرماهوری فرستاد تا تفگ بردارند و به شریفی ها و پسران شیخ محمد طاهر حمله کنند وآنها را غارت کنند ،وقتی پسران شیخ کاظم و پسران ملا محمد علی سرماهوری از کنار خانوارهای اولاد میرزالی میگذشتند کی منصور اولاد میرزالی و کی محمد خان اولاد میرزالی با وساطت از حمله آنها جلو گیری میکنند . بعد از کشته شدن ملا محمد علی بزرگان طایفه شیخ ممو به شور نشستند که برا تقاص خون ملا محمد علی به طیبی ها حمله کنند ،شکرالله خان از نقشه انها اگاه شد و قاصدی پیش ملا قلندر فرستاد و گفت که غارت را بر می گرداند، شکر الله خان با وصلت با خوانین طیبی داشت ایلخانی خود را مستحکم می کرد و دوس نداشت که بویر احمد جنگی با طیبی ها انجام دهند ، کا خلیفه جوزاری قاصد شکر ا

برچسب: نویسنده: هلیا حکیمی تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1403 ساعت: 18:14

صفحه بندی